تصويب نشد و قرار شد ، روزى 12 ساعت كار كنند ، و دو ساعت هم براى صرف غذا گذاشتند .
بموجب اين قانون ، كار بچهها به روزى 5 / 6 ساعت تقليل يافت ، و مقرر گرديد حصارى اطراف ماشينآلات بكشند تا از تصادمات و برخوردهاى احتمالى جلوگيرى شود . همچنين ، قرار شد كه هيچ زنى يا كودكى ماشينى را كه در حال حركت بود پاك نكند . » « 1 »
بالاخره در سال 1847 ، قانون ده ساعت كار در روز به تصويب رسيد . تا اين تاريخ ، قوانين به نفع كودكان و زنان و جوانان تصويب شده بود و از تقليل ساعت كار مردان عادى سخنى در ميان نبود .
بعضى از كارگران كه از علت حقيقى بدبختيهاى خود و راه علاج آن بى خبر بودند ، به تخريب ماشينها همت گماشتند ؛ غافل از اينكه راه علاج اين نيست .
در آغاز سدهء نوزدهم ، كارگران و بورژواها ، براى اصلاح قانون انتخابات ، همداستان شدند ولى در اين مبارزه نفعى به طبقهء كارگر نرسيد ؛ زيرا در قانون سال 1832 ، كسانى حق انتخاب نماينده داشتند كه از درآمد كلانى بهرهمند شوند . در نتيجه ، طبقهء كارگر ناگزير شد كه از بورژوازى كناره گيرد و با ايجاد سازمانهاى كارگرى ، مستقلا در راه تأمين منافع خود مبارزه كند . جامعهء كارگران لندن در سال 1836 ، برنامهاى را به نام « منشور ملت براى اصلاح انتخابات » عرضه داشت . اين نهضت كه بعدها به نام چارتيسم « 2 » خوانده شد ، در شهرهاى مختلف صنعتى ، مجامعى تشكيل مىداد . و سرانجام ، با گردآورى بيش از يك ميليونودويست هزار امضاء از پارلمان خواستند كه حق رأى همگانى باشد و با شيوهاى مخفى در تمام حوزههاى انتخاباتى بدون هيچ قيد و شرطى ، انجام ، پذيرد . ولى پارلمان از قبول اين تقاضا سر باز زد .
كارگران دست از مبارزه نكشيدند و سازمان خود را وسعت بخشيدند . بموجب منشورى ، زندگى اندوهبار كارگران و روش سياسى زمامداران را بباد انتقاد گرفتند . و با گردآورى بيش از 3 ميليون امضا ، تقاضاى ديرين خود را تكرار كردند . پارلمان باز هم به افكار عمومى توجه نكرد . موج اعتراض و اعتصاب كشور را فراگرفت و پارلمان ناگزير شد ، بموجب قانونى ، كار روزانه را به 10 ساعت كاهش دهد .
در فرانسه ، چنان كه اشاره شد ، در نتيجهء انقلاب بورژوايى ، اصول فئوداليسم درهم ريخت . حكومت سلطنتى پس از شكست ناپلئون ، بار ديگر روى كار آمد . قدرت شاه توسط پارلمان محدود گرديد . پارلمان داراى دو مجلس بود : مجلس اعيان كه اعضاى آن را شاه منصوب مىكرد ؛ و مجلس نمايندگان كه اعضاى آن را كسانى برمىگزيدند كه درآمد سالانهء آنان دستكم هزار فرانك باشد . طبيعى است كه چنين پارلمانى فقط به ساز مرتجعين مىرقصيد و در انديشهء اصلاح زندگى اكثريت نبود .
چون بورژواها و مرتجعين اكثريت داشتند ، هيچيك از آرمانهاى ديرين كارگران ، يعنى ماليات گرفتن از سرمايهداران ، تشكيل كميتهاى براى نظارت بر كارهاى دولت ، بازپس كشيدن سپاهيان از پاريس و كمك به بيكاران و تهيدستان ، صورت عمل نگرفت . دولت و مرتجعين كلوپهاى كارگران را بستند ، و كارگاههاى ملى را تعطيل كردند .
هامش
( 1 ) . همان . ص 130 .
( 2 ) .Chartism