نداشته باشد تضييع عمر مىشمرد و مىگويد : « چه ، هركس مستعد صناعتى باشد به اندك سعى تكميل آن تواند كرد ؛ و چون غيرمستعد باشد سعى او در آن تعطيل روزگار و تضييع اعمار باشد . » « 1 »
براى اعتدال تمدن ، دوانى اعتدال چهار صنف را خواستارست :
اول ، اهل علم ،
دوم ، اهل شمشير ،
سوم ، اهل معامله ،
« چون تجار و اصحاب بضاعات و ارباب حرف و صناعات كه بوسيلهء ايشان مبادى اسباب افتيات و ساير مصالح مرتب شود .
چهارم . اهل زراعت ،
چون برزگران و دهاقين و اهل فلاحت كه مدبر نباتات و مرتب اقواتاند . . . چه ديگر طوايف در وجود چيزى زياد نمىكنند . » « 2 »
لذا دوانى نظام اجتماع را در « اعتدال » چهار صنف مذكور در فوق مىداند ، و در پايان ، تنها برزگران و دهاقين را مولد واقعى مىشمرد و معتقد است كه ساير طبقات اجتماع مولد نيستند .
اينك اگر بخواهيم معتقدات ابو اسعد دوانى را از نظر مسائل اقتصادى خلاصه كنيم مطالب ذيل را مىتوان شمرد ؛ و ضمنا بايد متذكر اين مطلب بود كه اصول افكار او همان افكار خواجه نصير الدين است :
1 ) لزوم تعاون در مسائل اقتصادى ،
2 ) ايجاد نيروهايى ما فوق طبيعت بوسيلهء كمال صنعت ،
3 ) توجه به استعداد اشخاص و تكميل استعدادها ،
4 ) مخالفت با ازدياد جمعيت ،
5 ) لزوم پول در معاملات ،
6 ) زراعت سرچشمهء توليد واقعى است .
در كتاب لوامع ، دوانى به يك نكتهء بسيار مهم اشاره كرده است ؛ و آن اين است كه در تاريخ تفكر ، فلاسفهء ايرانى كه مسلمان بودهاند ، در مسائل اقتصادى هيچگونه فكر نوينى اظهار نكردهاند . و آن به اين دليل است كه مسلمانان غايت و نهايت كليهء مسائل اجتماعى را همان مىدانستند كه در شريعت اسلام اظهار شده است ؛ و لهذا خود را از اظهارنظر مستغنى ديده و معاف مىدانستند و اين مطلب را صريحا دوانى چنين بيان داشته : « حكماى متأخرين چون بر دقايق شريعت حقهء محمديه مطلع شدند و احاطهء آن بر تمام تفاصيل حكمت عملى مشاهده نمودند ، به كلى از تتبع فوائد اقوال حكما و كتب ايشان در اين باب دست كشيدند . » « 3 »
هامش
( 1 ) . همان . ص 212 .
( 2 ) . همان . ص 279 - 278 .
( 3 ) . همان . ص 124 .