ثابت است و افزايش آن زياد محسوس نيست .
اينك ببينيم خواجه به چه صفاتى از اين دو فلز توجه كرده است .
خواجه در فصل دوم از مقالهء كتاب خود ، كه در تدبير منزل است ، دينار را كه ناموس اصغر نام نهاده ، داراى صفات ذيل مىداند :
1 ) بهاى بسيار طلا كه به وزن بسيار كم با مقدار زياد اجناس ديگر قابل تعويض است .
2 ) مقامى كه مردم از براى آن ، به علت كمى ، قائل شدهاند .
3 ) قابل نقل بودن آن .
4 ) استحكام مادهء آن .
5 ) كمال تركيب طلا .
6 ) قابل دوام بودن و فاسد نشدن آن .
7 ) مادهايست كه كليهء اجناس را مىتوان با آن سنجيد .
8 ) بهاى زياد آن در وزن بسيار كم .
9 ) قبول طلا در پيش تمام مردم .
10 ) استعمال طلا در ساير امور صنعتى .
اينك عين گفتار خواجه را در اينجا نقل مىكنيم :
« و بسبب ضرورت معاملات و وجود اخذ و اعطاء ، چنان كه در مقالهء گذشته گفتهايم ، به دينار كه حافظ عدالت و مقوم كلى و ناموس اصغر است ، حاجت بود و به عزت وجود او و معادلت اندكى از جنس او با بسيارى از ديگر چيزها مؤنت نقل اقوات از مساكن به مساكن دور تر مكفى شد ، بدانوجه كه چون نقل اندك او كه قيمت اقوات بسيار بود قائم مقام نقل اقوات بسيار باشد و از كلفت و مشقت حمل آن استغناء افتد .
همچنين برزانت جوهر و استحكام مزاج و كمال تركيب او كه مستدعى بقا بود ثبات و قوام فوايد مكتسب صورت بست . چه استحاله و فناى او مقتضى احباط مشقتى بود كه در طريق كسب ارزاق و جمع مقتضيات افتاده باشد ، و به قبول او نزديك اصناف امم ، شمول منفعت او همگنان را منظوم شد . و بدين دقايق حكمت كمالى كه در امور معيشت تعلق به طبيعت داشت ، لطف الهى و عنايت بىزوالى از حد قوت به حيز فعل رسانيد ، و آنچه تعلق به صناعت دارد ، مانند ديگر امور صناعى ، با نظر و تدبير نوع انسانى حواله افتاد . » « 1 »
ولى طرح كليهء اين مسائل اقتصادى و بحث در آنها براى چيست ؟ به نظر خواجه ، براى آن است كه مردم در نهايت آسايش از نظر مادى زندگى كنند و صراحتا مىگويد : « مردم را هيچ زينت نيكوتر از روزى فراخ نبود . » « 2 » اما بدست آوردن اين گشايش در امر زندگانى ، بايد از راه صنعتى باشد « كه بعد از اشتمالت بر عدالت ، به عفت و مروت نزديك باشد . » « 3 »
لذا بايد انسان از راه صنعت براى بدست آوردن روزى ، به « مال » نظر داشته باشد . اما اين نظر انسانى به مال ، از سه وجه است : يا به اعتبار دخل ، يا به اعتبار حفظ ، يا به اعتبار خرج .
هامش
( 1 ) . همان . ص 181 و 182 .
( 2 ) . همان . ص 184 .
( 3 ) . همان . ص 184 .