پول از دربار قسطنطنيه ، به نتيجه نرسيد . در چنين اوضاع و احوالى ، مزدك و همفكرانش به پا خاستند و بسرعت به تبليغ نظريات اجتماعى و مذهبى خود در بين مردم بينوا مشغول شدند .
نجبا نيز به تحديد قدرت سلطنت و بهرهكشى از اكثريت مردم مشغول بودند . در اين موقعيت بحرانى ، شاه كه از حمايت طبقات ممتاز مأيوس شده بود ، به تقويت مزدك و ياران او پرداخت .
مزدك ضمن تبليغ مردم به صلحجويى ، از نظر اقتصادى ، خواهان مساوات بين افراد بشر بود . اين نظريات در جامعهء عصر ساسانى كه اختلاف طبقاتى شديدى در بين مردم حكومت مىكرد ، بسرعت منتشر شد و طرفداران بسيارى پيدا كرد .
فردوسى اصول عقايد مزدكيان را چنين توصيف مىكند :
زن و خواسته بايد اندر ميان * چو دين بهى را نخواهى زيان
بدين دو بود رشك و آز و نياز * كه با خشم و كين اندر آيد به راز
همى ديو پيچد سر بخردان * ببايد نهاد اين دو اندر ميان
در جاى ديگر ، فردوسى ، با صراحت بيشتر ، اصول نظريات مزدك را بيان مىكند :
همى گفت هر كو توانگر بود * تهيدست با او برابر بود
نبايد كه باشد همى برفزود * توانگر بود تار و درويش پود
زن و خانه و چيز بخشيدنيست * تهيدست كس با توانگر يكى است
« ابن بطريق » دربارهء آيين مزدك ، مطالبى مىنويسد كه تقريبا با گفتههاى فردوسى يكسان است :
« خداوند ارزاق را در روى زمين آفريد كه مردم آنها را ميان خود بطور برابرى قسمت كنند و كسى از ديگرى بيشتر نداشته باشد . ولى مردم بين خود ظلم مىكنند و هركسى نفس خودش را به برادرش ترجيح مىدهد . ما مىخواهيم در اين كار نظارت و وارسى كنيم و مال فقرا را از دولتمندان گرفته و از توانگران به تهيدستان بدهيم و از هركس كه مال و خدم و امتعهء زيادى داشته باشد ، گرفته و بين او ، و غير او مساوات برقرار كنيم تا آنكه احدى را بر ديگرى امتياز نماند .
نظام الملك كه با انديشههاى مساوات طلبانه به سختى مخالف است دربارهء او مىگويد :
« مزدك گفت كه مال بخشيدنى است ميان مردمان ، كه همه بندگان خداى تعالى و فرزندان آدمند . . . بايد مال يكديگر را خرج كنند تا هيچكس را بيبرگى نباشد و درماندگى ، و متساوى - الحال باشند . و به اباحت مال راضى شد . آنگاه گفت : زنان شما چون مال شماست ، بايد كه زنان را چون مال يكديگر شناسيد تا هيچكس از لذات و شهوات دنيا بىنصيب نماند و در مراد بر همهء خلق گشاده بود . » « 1 »
كريستنسن ، دربارهء اين نهضت اجتماعى ، مىنويسد : « پيشوايان مزدكيه در عمل مشاهده كردند كه مردمان عادى نمىتوانند از ميل و رغبت به لذات و تمتعات مادى ، از قبيل داشتن ثروت و تملك زنان و يا دست يافتن به زن مخصوصى كه مورد علاقه است رهايى
هامش
( 1 ) . ابو على حسن بن على نظام الملك طوسى ، سياستنامه . به تصحيح و تحشيه محمد قزوينى ، ص 197 .