و غربت و گرسنگى و لباسهاى آميخته در گل ، و خوف از اعراب و اسبهاى مانده و خستگى چهل منزل راه و بيخوابى سه شبانهروز و نااميد بودن از آبادى ، سبحان اللّه ، حالى دست داد كه تقريرى نيست . بارى قرار بر آن داديم كه هريك قريب يك ميدان از يكديگر دور شده و متصل به يكديگر آواز نموده كه گم نشويم . از آن سمت كه تيمور ميرزا روان شد ، قريب يك ميدان كه رفت ، آواز زنگى به گوشش آمد . اندكى به صداى زنگ پيشرفت ، ديد گلهء گوسفندى مىباشد .
فرياد نمود ، از چوپان آن گله تحقيق نموديم . راهنمايى كرد . باز مجددا گم شديم نمىدانستيم كجا مىرويم . اسبها مانده ؛ در اين شب ، پياده شده هر ساعتى نيم فرسنگ راه طى نموديم تا شش ساعت از شب گذشته به اول چادر اعراب رسيديم . » « 1 »
هدايت ، هنگام مراجعت از آلمان ، چنين مىنويسد : « حركت با اسب چاپارخانه پس از عادت به راهآهن و كالسكه ، طاقتفرساست . راست گفتهاند :
از سختى پالان چه دهم شرح كه ما تحت * مجروح چنان گشته كه ما فوق ندارد
سكندرى رفتن اسبهاى چاپارخانه امرى عادى است . فقط در منزل اول موحش بود ، بعد امرى مسلم ، و تسليم شديم . اين امر كلى كه اسب هم راه مىرود در اسبهاى چاپارخانه مسلم نيست ؛ بعضى راه نمىروند بايد آنها را كشيد .
ورود به تبريز ابدا بدان نمىماند كه شخص به شهر بزرگى ورود كرده است ؛ كوچهها تنگ ، پيچاپيچ ؛ مدتى بايد بين دو ديوار گلى عبور كرد تا شخص به مركز برسد . از تبريز تا تهران جز كوه و درهء خشك و بدى راه و نبودن آذوقه چيزى در يادداشتهاى من نيست .
كاروانسراهاى عباسى ، خبر از مراقبتى مىدهد كه شايستهء دولت بيدار است ، و همه خراب كه لازمهء دولت غافل است . گرما در نهايت است . اسب از سرجاى خودش حركت نمىكند . نوكرى كه همراه بود جلو اسب را مىكشيد و شاگرد چاپار از عقب شلاق مىزد .
بالاخره اسب را رها كرده پياده نيم فرسخى طى شد تا به چاپارخانه رسيديم . » « 2 »
وضع عمومى راهها به نظر سرجانملكم
سرجانملكم و لرد كرزن و ژنرال سرپرسى سايكس هريك در كتاب خود ، از وضع نامطلوب و ناامنى راههاى ايران در عهد قاجاريه ، مطالبى نوشتهاند ، و زيانهاى اقتصادى اين وضع را به دولت متبوع خود ، و به دولت ايران يادآور شدهاند . آرترنيكلسن ، كاردار بريتانيا ، در نامهاى كه به سال 1264 خورشيدى به ناصر الملك نوشته ، مىگويد : بار از لندن به بوشهر زودتر مىرسد تا از بوشهر به دار الخلافه ؛ و كرايهء بار از بوشهر به تهران سه برابر از لندن به بوشهر است .
بار خروارى 12 تا 18 تومان در مدت پنجاه روز ، از بوشهر به تهران مىرسد . اما اگر راه شوسه داير شود ، بار را مىتوان خروارى 6 تومان در 15 روز از جنوب به دار الخلافه رسانيد . سپس چنين اضافه مىكند : « با اين حال ، تعجب نيست كه تجارت رو به تنزل و كار ماليات اين قسم درهم و آشفته است . پول در ايران بينهايت كم و تجارت رو به انحطاط است .
بهترين راهها راه محمره به تهران است كه از شوشتر و دزفول و خرمآباد و بروجرد و سلطانآباد
هامش
( 1 ) . سفرنامهء رضا قلى ميرزا نوهء فتحعلى شاه ، پيشين . ص 212 - 211 ( به اختصار ) .
( 2 ) . خاطرات و خطرات ، پيشين . ص 31 - 30 ( به اختصار ) .