شوخ كه به استره از سر بردارى نگاهدار تا چشم كسى بر آن نيفتد . » « 1 »
در جاى ديگر ، نشان مىدهد كه مردم عادى هفتهاى يكبار براى نظافت بدن و ستردن موى سر به گرمابه مىرفتند . « مردم در هفته شوخكن شود و موى باليده . . . چون به گرمابه درآيد ، موى بردارد و شوخ پاك كند . » « 2 »
نه تنها مردم عادى ، بلكه بحكايت بدايع الوقايع ، پادشاهان و امرا نيز اصلاح سر و صورت خود را در حمام انجام مىدادند .
واصفى مىنويسد : « چون سلطان به حمام درآمد و بجاى معهود قرار گرفت ، سر تراش را فرمود كه سرش را تراشد . در وقتى كه مويهاى زير محاسنش را مىتراشيد . . . » « 3 »
بهترين موقع براى استحمام : رشيد الدين فضل اللّه مىگويد : موقعى به حمام برويد كه غذا كاملا هضم شده باشد ؛ و بايد حمامى اختيار كنيد كه بنائى قديمى و آبى گوارا و هوايى مطلوب و فضايى وسيع داشته باشد . چنان كه بو على گويد : خير الحمام ما قدم بناء و طاب هواءه و عذب ماءه و اتسع فضاءه . « 4 »
خصوصيات حمامها : ابن بطوطه در سفرنامهء خود ، از حمامهاى اصفهان به خوبى ياد مىكند و مىنويسد : ديوارهاى حمام از كاشى و مفروش به رخام است . بعضى از اين حمامها وقف است و از استفادهكنندگان پول نمىگيرند . « 5 » او بيش از همه از حمامهاى بغداد تعريف مىكند و مىگويد كه حمامهاى اين شهر از حيث كميت و كيفيت بر ساير نقاط برترى دارد . كف اين حمامها تا كمر قير اندود است ، اما نيمهء بالاى آن بوسيلهء گچ سفيد شده ، و جمع بين سياهى و سفيدى زيبايى خاصى بوجود آورده است . سپس مىگويد : حمامهاى بغداد خلوتيهاى متعدد دارد .
هر خلوتى يك حوض مرمرى دارد كه داراى دو شير آب گرم و سرد است و در هر خلوتى ، بيش از يك نفر وارد نمىشود مگر اينكه مشترى خود بخواهد . به هركس وارد حمام مىشود ، سه لنگ مىدهند : يكى را موقع ورود به كمر مىبندد و ديگرى را هنگام بيرون آمدن و با سومى تن خود را خشك مىكند . « 6 »
استعمال صابون در اين دوره معمول بود . ابن بطوطه ضمن سفرنامهء خود ، مىنويسد : از معره ( موطن ابو العلاء ) به شهر سرمين رسيدم . از زيتون اين شهر تعريف مىكند و مىگويد :
از مصنوعات اين شهر ، آجرى است كه به شام و مصر مىبرند ؛ و نيز صابونهاى عطرى براى دستشويى مىسازند كه به الوان مختلف سرخ و زرد است . « 7 »
ناگفته نماند كه پس از حملهء مغول ، در عصر ايلخانان ، بتدريج تعمير خرابيهاى ناشى از حملهء مغول آغاز شد ، و در عصر غازانخان ، اين جنبش عمرانى فزونى گرفت . يكى از اقدامات
هامش
( 1 ) . اسرار التوحيد ، . . . پيشين . ص 172 .
( 2 ) . همان . ص 272 .
( 3 ) . زين الدين محمود واصفى ، بدايع الوقايع . تصحيح الكساندر بلدروف ، ج 2 ، ص 1197 .
( 4 ) . ر ك : مكاتبات رشيدى ، پيشين . مكتوب 22 ، ص 100 .
( 5 ) . ر ك : سفرنامهء ابن بطوطه ، پيشين . ص 191 .
( 6 ) . ر ك : همان ، ص 216 - 215 .
( 7 ) . ر ك : همان . ص 58 .