شد به گرمابه درون استاد غوشت * بود فربى و كلان و خوب گوشت .
-
شنيدم كه وقتى سحرگاه عيد * ز « گرمابه » آمد برون با يزيد
- بوستان
ميرى بود آنكو چو به گرمابه درآيد * خالى شود از مملكت و جاه و جلالش
- ناصرخسرو
صورت خوب بسى باشد بىحاصل * بر در و درگهء گرمابه و ديوارش
- ناصرخسرو
از گرمابه براى رفع خستگى و تخفيف دردها نيز استفاده مىكردند :
و ز آنجاى با چاكر و يار چند * به گرمابه شد با تن دردمند
- فردوسى
استفاده از گرمابههاى طبى از ديرباز معمول بوده است : نظامى گنجوى گويد :
نيمهء شب پشت به همخوابه كرد * روى در آسايش گرمابه كرد .
« اندر تقليس . يك چشمهء آب سخت گرم كه گرمابهها به روى ساختهاند و دائم گرم است بىآتش .
- حدود العالم
در ذخيرهء خوارزمشاهى ، مىخوانيم : « و از پس استفراغ ، اندر آب گوگرد نشاندن و گرمابهء خشك نافع باشد . »
ابو الفضل بيهقى مىنويسد : « آواز دادم به خدمتكاران تا شمع برافروخته ، به گرمابه رفتم و دست و روى شستم . »
تنها عروس و داماد قبل از اجراى مراسم عقد به گرمابه نمىرفتند بلكه آنان كه به مقام و منزلتى مىرسيدند نيز قبل از آنكه « جامه و خلعت » در بركنند به گرمابه مىرفتند : « خواجه بفرمود تا وى را به گرمابه بردند و جامه پوشانيدند . »
- تاريخ بيهقى
همچنين در شاهنامهء فردوسى آمده :
به دو گفت « بابك » به گرمابه شو * همى باش تا « خلعت » آرند نو
چنان كه قبلا اشاره كرديم ، در دورهء قرون وسطى از حمامها ، تنها براى نظافت و رفع خستگى استفاده نمىكردند بلكه كار خودآرايى ، خضاب و حنا ماليدن به ناخنها و موى سر و ريش ، و يا تراشيدن موى سر و صورت نيز غالبا در حمام انجام مىگرفت . رودكى گويد :
تا كى برى عذاب و كنى ريش را خضاب * تا كى فضول گويى و آرى حديث غاب
غير از آنچه گفتيم ، مذاكرات و گفتگوهاى مختلف در زمينههاى گوناگون ، در حمامهاى مردانه و زنانه معمول بود . به همين علت ، گاه ، استحمام مردان يكى دو ساعت ، و گرمابه رفتن زنان ساعتها به طول مىانجاميد .
فرار احمد بن سهل از حمام : در عهد سامانيان ، احمد بن سهل به چنگ نصر بن احمد افتاد . پس از مدتى ، « احمد رخصت گرمابه رفتن خواست . چون به گرمابه شد ، نوره برگرفت و