قوس نزولى طى كرده است . به قول پروفسور كريستى . « در دورهء قاجاريه هم كه دوران ركود صنعت و ابتكار بوده ، اين هنر توانست تا حدى موقعيت عالى و رقابتناپذير خود را در دنيا نگاه - دارد . قالى خوب ايران مانند قطعه شعر زيبايى است كه بافندهء آن ، مانند شاعر ، جمال طبيعت را ترجمه و به صورت شىء زيبايى درآورده كه هم قشنگ و هم قابل استفاده است . » « 1 »
اكنون بار ديگر سير صنايع ايران را در ديگر شهرها مورد مطالعه قرار مىدهيم . در ايران ، پس از پايان حملهء مغول و استقرار امنيت نسبى ، در نتيجهء توسعهء فعاليتهاى زراعى و صنعتى ، وضع اقتصادى بهتر شد . شهر تبريز بيش از بيش وسعت و آبادانى يافت .
شهر تبريز به نظر مقدسى
« مقدسى در قرن چهارم ، گويد تبريز شهرى نيكوست و مسجد جامعى دارد .
از نهرهاى متعدد سيراب مىشود ، و در ميان باغستان شادابى قرار گرفته است . ياقوت كه در سال 610 هجرى آنجا بوده ، تبريز را شهر عمدهء آذربايجان بشمار آورده . و قزوينى علاوه بر اين ، گويد كه اين شهر به تهيهء پارچههاى عتابى ابريشمى و سقلاطون و اطلس و پارچههاى ديگر شهرت دارد . هنگامى كه مغولها در سال 618 تبريز را تصرف كردند ، اهالى شهر با فديهاى كه دادند شهر را از غارت و كشتار رهانيدند .
اين شهر در زمان سلطنت ايلخانان ، بزرگترين شهر آن منطقه گرديد . » و بر ابنيه و مساجد و عمارات آن افزوده گرديد و ربع رشيدى به همت خواجه رشيد الدين فضل اللّه ساخته شد .
ابن بطوطه كه در سال 730 از اين شهر عبور كرده است از بازار نمازان و بازار جواهريان كه در آن ، جواهرات بسيار به معرض فروش گذاشته شده بود و از بازار مشك و عنبرفروشان كه نزديك بازار جواهريان بوده است سخن مىگويد . « 2 »
« حمد اللّه مستوفى گويد : در سنهء اربع و اربعين و مأتين ، به عهد متوكل خليفهء عباسى ، تبريز به زلزله خراب شد ، چنان كه كمابيش چهل هزار مرد در آن واقعه هلاك شدند . دور با روى تبريز 6 هزار گام بود و ده دروازه دارد . » « 3 »
ابن حوقل در صورة الارض ، ضمن توصيف آذربايجان ، تبريز را شهر كوچكى در رديف ميانه ، خوى و سلماس به حساب مىآورد . او شهر اردبيل ، مراغه و اروميه را بزرگترين شهرهاى آذربايجان مىداند . « 4 »
شيراز ، پس از تبريز ، بزرگترين و پرجمعيتترين شهرهاى اين دوره است . وسعت آن را در حدود بيست ميل مربع نوشتهاند و مىگويند ، در اين شهر 200 هزار خانه وجود داشته است كه اگر افراد هر خانه را دستكم چهار تن حساب كنيم ، طبق برآورد باربارو ، جمعيت شيراز آن روزى به هشتصد هزار تن مىرسد كه بايد اغراقآميز باشد . « 5 »
هامش
( 1 ) . كريستى ويلسن ، تاريخ صنايع ايران ، ترجمة عبد الله فريار ، ص 194 .
( 2 ) . جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، پيشين . ص 173 .
( 3 ) . ر ك : سفرنامهء ابن بطوطه . ترجمهء محمد على موحد ، ص 226 - 225 .
( 4 ) . ر ك : صورة الارض ، پيشين . ص 85 .
( 5 ) . ر ك : تاريخ سياسى و اجتماعى ايران ، پيشين ص 106 - 105 .