قالى قديم بخاراست . پرورش كرم پيله و بافت پارچههاى ابريشمين نيز در بخارا همواره معمول بوده است . گذشته از مخمل ابريشمين معروف بخارا قماشهاى ديگر از ابريشم ، در اين شهر مىبافتهاند كه اسامى خاصى داشته است و هنوز در بخارا هست ؛ مانند شاهى ، قصب ، پرطاوس ، ادرس . از اين قماشها ، انواع مختلف جامه ، مانند شال كمر و فوته و سله و كلاه مىدوختهاند . » « 1 »
استاد نفيسى در جاى ديگر از كتاب خود ، به نقل از تاريخ بخارا مىنويسد : « در بخارا كارگاهى بود در ميان كهندز و شهرستان و نزديك مسجد جامع معروف به « بيت الطراز » كه در آن بساطها و شادروانها مىبافتند و يزديها و بالشها و مصليها و برديهاى فندقى از آنجا مرخليفهء بغداد را مىفرستادند و خراج بخارا را به بافتن يك شادروان صرف مىكردند ؛ و هر سال عامل مخصوص به بخارا مىآمد و بجاى خراج بخارا شادروان مىبرد ؛ و در شهر بخارا استادان مخصوص براى بافتن آن بودند و از هر شهرى بازرگانان به بخارا مىآمدند و شادروان و زندينجى مىبردند و تا شام و شهرهاى روم ، اين متاع مىرفت و به هر جاى خراسان كه شادروان و زندينجى مىبافتند به خوبى آن بخارا نمىشد ، و بزرگان خراسان همه از آن جامه مىپوشيدند و آن را سرخ و سفيد و سبز مىبافتند .
نيز در بخارا بازارى بود كه آن را بازار ماخ روز مىناميدند و سالى ، دوبار هربار يك روز ، در آنجا بازار مىكردند و در هر بازارى ، بتان مىفروختند و هر روز بيش از پنجاه هزار درم دادوستد مىشد ؛ و چون مردم بخارا از قديم بتپرست بودند ، از آن زمان ، اين بازار معمول شد . » « 2 »
« ناحيهء بخارا از حيث معادن ، يكى از نواحى زرخيز ماوراء النهر است ؛ چنان كه معادن طلا و مخصوصا معادن نمك سنگ ( نمك تركى ) در آن بسيار است و در اغلب از رودهاى اين ناحيه ، طلاشويى متداول است .
متاع معروف بخارا در زمانهاى قديم ، جامههاى نازك و جا نماز و قالى و جامههاى فندقى و ظروف براى چراغ و جامههاى طبرى و تنگ اسب كه در زندان مىبافتند ، و جامههاى اشمونى و پيه و پوست و روغن كله و مواشى و برده و جامههاى پنبه و جامههاى پشمين و بنگ بوده است .
از كوى و ركت « 3 » كه نزديكترين كوه به شهر بخارا بود ، سنگ براى فرش زمين و ساختمان و خاك براى نوره و ظروف و سنگ گچ از آنجا حمل مىكردند . در بيرون شهر ، معادن نمك واقع شده بود و هيزم شهر را از بستانهاى اطراف و بته و خار را از صحراى بيرون شهر مىآوردند .
ميوههاى بخارا ، بهترين ميوههاى ماوراء النهر بود و به لذيذى و خوشطعمى معروف ، و زمين به درجهاى درخور آبادانى بود كه بيشتر روستاييان بخارا يك جريب زمين داشتند و از محصول همان يك جريب ، زندگى آسوده مىكردند ، و هرچه براى زندگى لازم بود از اطراف بخارا فراهم
هامش
( 1 ) . محيط زندگى و احوال و اشعار رودكى ، پيشين . ص 17 .
( 2 ) . همان . ص 27 .
( 3 ) .Varkat .