است . اغلب اين درختها را از هستهها بوجود مىآورند . در سال دوم و سوم جابجا مىكنند و در سال چهارم پيوند مىخورند . دربارهء محصول آن جداول زير اضافه مىشود :
آلوچه - در همان سالهاى اول ميوه مىآورد ، حداكثر محصول در عرض ده سال بهطور متوسط 140 فوند .
آلوزرد ، تا سه سال ميوه ندارد ، تا 15 سال 40 فوند .
آلوبخارا سى فوند تا سه سال تا 15 سال 100 فوند .
هلو ، فقط 10 تا 15 سال ميوه مىآورد و تا 15 سال 30 فوند .
هلوسفيد ، فقط 10 تا 15 سال ميوه مىآورد و تا 15 سال 40 فوند . شليل فقط 10 تا 15 سال ميوه مىآورد و تا 15 سال 20 فوند . گلابى تا 5 سال ميوه ندارد ، تا 15 سال 400 تا 500 فوند . سيب ، تا 4 سال ميوه ندارد و تا 15 سال 280 فوند ، و تا چهل سال بار مىآورد .
گيلاس ، مانند اروپا .
آلبالو ، دو برابر اروپا .
زردآلو ، اقسام زير موجود است :
تبريزى تخمى ، شكرپاره ( بسيار شيرين ) ، ايواسبكى ( بسيار شيرين ) .
بعد ، نويسنده از اقسام ميوهها ، از جمله از قيسى نجفآبادى ، به ، موزو ، انار ، بادام ، پسته ، انجير ، گردو ، فندق ، توت سفيد ، توت سياه ، سنجد نام مىبرد . بعد از غلات اصفهان نظير گندم ، جو ، نخود ، ارزن ، عدس ، ذرت سخن مىگويد در مورد گندم مىنويسد : « حداكثر محصول در هر جريب 1500 فوند ، و براى بذر 70 فوند لازم است . »
سپس ، نويسنده از سبزيجات و حبوبات و ديگر محصولات اصفهان سخن مىگويد . » « 1 »
قيمت اجناس و مزد كارگران
خانم ديولافوا ، در حدود صد سال پيش ، مىگويد كه ما به كارگران دزفولى رزوى 15 شاهى مزد مىدهيم . « 2 » در صفحات بعد ، نويسنده به قيمت بعضى از كالاها اشاره مىكند : « قيمت هفت كيلو آرد شش شاهى است ، دوازده عدد تخممرغ دو شاهى و قيمت سوخت مساوى با زحمت كندن بوتهء بيابان است . با وجود اين ، هيچكدام از كارگرها مزدش را خرج نمىكند . بعضى اميدوارند با جمع كردن مقرريشان ، بتوانند در آينده از مزاياى زندگى طبقهء متمكن بهره بگيرند . از ميان دزفوليهايى كه جزو دستهء استاد حسن استخدام شدهاند ، فقط ده نفر مرخصى گرفتهاند تا حاصل زحماتشان را به شهر منتقل كنند . اين ده نفر وقتى كه از شهر برمىگردند ، همه لباسشان نو بود . و حالت يك شاهزاده را دارند . از موى سر تا ناخن پايشان را با حنا رنگ كردهاند و بديهى است كه پس از استفاده از لذت حمام ، براى عشقى زودگذر هم پولى خرج كردهاند . تقريبا همهء آنها در موقع مراجعت ، سه چهار عدد ليموى شيرين يا چند عدد شيرينى را در دستمال بسيار كثيفى مىپيچند و براى ما هديه مىآورند . » « 3 »
هامش
( 1 ) . ارنست هولتسر ، ايران در يكصد و سيزده سال پيش ( اصفهان ) . ترجمهء محمد عاصمى ص 18 - 11 .
( 2 ) . ر ك : مادام زان ديولافوا ، سفرنامه ( خاطرات كاوشهاى باستانشناسى شوش ) . ترجمهء ايرج فرهوشى ، ص 84 .
( 3 ) . همان . ص 108 - 107 ( به اختصار ) .