پارچههاى حرير كلفتى مىبافتند ؛ اما كاشان و يزد دو مركز مهم حريربافى ايران بشمار مىرفت . جوزافاباربارو ، ضمن گذشتن از شهر كاشان ، بقدرى قماش در بازارهاى آن شهر انباشته ديده است كه مىگويد اگر بازرگانى در عرض يك روز مىتوانست با ده ميليون دو كاتو ، وارد كاشان شود ، و خواستار خريد پارچه باشد ، بازارهاى شهر توانايى تهيهء آن مقدار قماش را داشت . [ از سفرنامهء باربارو ] « 1 »
در اين دوره نيز ، گاهى حكومتها در مقام تعديل نرخ اجناس برمىآمدند و به مأمورين و عمال خود در اين زمينهها فرامينى صادر مىكردند .
تعديل نرخ اجناس خوراكى
جهانشاه قره قوينلو و بيگم همسر او ، دربارهء تعديل نرخ اجناس ، فرمانى صادر كردهاند كه به خط ثلث روى سنگ نقر شده كه خلاصهء آن اين است : « بتأييد سبحانى . . . اجناس منال خالصه و . . . كه داخل جمع ابواب المال كاشانند ، از گندم و جو و كلوزه و پنبه و باقلا و ذرت و زيره و گاورس و كنجد و نخود و بادام و مويز و دوشاب و خضرويات و غير ذلك ، برعايا [ ى ] كاشان بطرح ندهند . هرچه فروشند از نرخ روز زياده نفروشند و به تسعير وقت دهند و آنچه حاصل شود ، سود داخل جمع نمايند و بدين علت ، معارض و مزاحم رعايا و متوطنان و سكان آنجا نشوند . فرزندان دولتيار و امراء كامكار . . . از فرموده تجاوز ننمايند . . . فى 869 . » « 2 »
وضع اقتصادى تبريز ، در سال 1474 ميلادى
كنتارينى « 3 » ، در اواخر قرن 15 ميلادى ، « تبريز را شهرى پرجمعيت مىداند و مىنويسد كه در بازارهاى تبريز ، همهگونه كالا وجود داشته است . كاروانهاى زيادى كه ابريشم خام و پارچههاى حرير به حلب مىبردند ، همه از شهر تبريز مىگذشتهاند و در دكانهاى آن شهر پرنيان ساخت يزد فراوان به فروش مىرفته است . » « 4 »
به نظر محققان شوروى ، « علائم انحطاط اقتصادى حتى در عهد سلطنت اوزون حسن نيز مشهود بود . كونتارينى ، سفير ونيز ، از قلت جمعيت و باير بودن اراضى دهات آذربايجان كنونى و عراق عجم و همچنين گرانى لوازم زندگى با شگفتى ياد مىكند . از آنجايى كه علت اصلى انحطاط كشاورزى افزايش مالياتها در ده سال قبل از حكومت اوزون حسن بود ، وى اصلاحى در امر ماليات به عمل آورد و قانوننامهء مالياتى جديدى صادر شد كه متن آن به ما نرسيده است ؛ فقط معلوم است كه ميزان ثابت ماليات ارضى بموجب آن مشخص شده بود .
على الظاهر ، ماليات تا يكششم محصول تقليل داده شد و ميزان تمغا پنج درصد بهاى كالا معين شده بود ( يك دينار از هر بيست دينار ) . ولى پس از مرگ اوزون حسن ، مأموران وصول ماليات و عملداران موازينى را كه وى معين كرده بود چندان مورد توجه قرار نمىدادند .
در عهد سلطان يعقوب ، فرزند اوزون حسن ، مربى و مشاور او ، قاضى سيف الدين عيسى ،
هامش
( 1 ) . ابو القاسم طاهرى ، تاريخ سياسى و اجتماعى ايران . ص 106 .
( 2 ) . حسن نراقى ، آثار تاريخى شهرستانهاى كاشان و نطنز . ص 220 .
( 3 ) .Contarini( 4 ) . تاريخ سياسى و اجتماعى ايران ، پيشين . ص 74 .