جلد سوم
پيشگفتار
جلد سوم تاريخ اجتماعى ايران به طبقات و قشرهاى گوناگون اجتماعى اختصاص يافته است .
در اين مجلد كوشيدهام نظريات مختلف و گاهى متناقض مورخان و جهانگردان و صاحبنظران را نمودار كنم ، با اينكه اين شيوه چهبسا ملالآور جلوه كند ، ولى در هرحال براى كشف واقعيات اجتماعى ، لازم و ضرورى است ، و خوانندهء تيزهوش و دانا با مطالعه و سنجش آراء و نظريات گوناگون ، به شناخت بهتر رويدادها و پديدههاى اجتماعى توفيق خواهد يافت .
از اينرو ، هرگاه خواننده با عبارت « كثير المله » يا مضمونى از اين قبيل در صفحهء 6 و 8 و 283 برخورد ، درخواهد يافت كه در حقيقت منظور ، بيان گوناگونى بافتهاى اجتماعى است ، كه در هر اجتماعى پيدا مىشود .
اگر در جامعهء ايرانى ، گوناگونى دين و طرز بيان الفاظ و گويشها ، و گروه وجود دارد ، آرمانها و آهنگ همگان يكى است ، پس اگر اصناف جمعيت را از زرتشتى ، كليمى ، تركمان ، كرد ، لر ، ارمنى ، و جز اينها را برشمرديم ، اينها مانع يكرنگى ملى نيستند ، كمااينكه ، اين گونه گروهها در همهء ملتهاى بزرگ جهان ، نظير امريكاى شمالى ، شوروى ، سوئيس و جز اينها ديده مىشود .
در مورد صابئين ( صفحهء 6 ) بايد توجه داشت كه اينان نيز . يكى از فرق مذهبى هستند كه در قرآن در رديف نصارا و يهود و پيروان زرتشت از آنان نيز نام برده شده است .
هرچه در جملهء آفاق در آنجا حاضر * مؤمن و صابئى و گبر و نصارا و يهود
نقل از لغتنامهء دهخدا
همچنين اگر بعضى مطالب اغراقآميز مانند سخن « دروويل » در صفحهء 9 كه مىگويد :
پس از حملهء افغانها ، كشور ايران ، هفت هشتم جمعيت خود را از دست داده است ، ذكر شده براى آنست كه خواننده ، داورى كند و كليهء اظهارات گويندگان خارجى را معتبر و قابل اعتماد نينگارد .
شك نيست كه از ديرباز ، پهلوانان و جنگاوران و دليرانى مانند ابو مسلم و يعقوب ليث و شاه اسماعيل صفوى و غيره ، براى وحدت و استقلال اين آب و خاك كوشيدهاند اگر در ضمن ، چنان كه فى المثل در صفحهء 100 مشاهده مىشود اين كوششها در زمينهء ايجاد اعتدال در ميزان خراج روستائيان و پيشهوران و طبقات فرودست اجتماع نيز به عمل نيامده است ،