بر مذهب خود باقى بمانند ، بايستى جزيه و خراج بپردازند . « 126 »
مردم حمص به موجب قراردادى كه شرايط آن مشابه قرارداد دمشق بود ، تسليم شدند .
برخى از آنان ( مردم حمص ) قبول كردند كه نفرى يك دينار به اضافهء مقدارى غله براى هر جريب زمين ، اعم از اينكه محصول خوب باشد يا بد ، بپردازند و گروهى ديگر قرار گذاشتند كه ماليات آنها به نسبت محصول باشد ؛ يعنى در سالهايى كه كشت خوب باشد ماليات بيشتر و در سالهايى كه بد باشد ، ماليات كمتر بپردازند .
كاتيانى ( از محققين ) از متحد الشكل بودن مقررات عهدنامهها حدس مىزند كه اصول كلى زير از طرف عمر براى درج در همهء عهدنامهها ابلاغ شده باشد :
1 . اينكه مردم ، حكومت عرب را به رسميت بشناسند .
2 . مالياتى را كه قبلا مىپرداختند ، بپردازند .
3 . روش مميزى ماليات كه قبلا معمول بود ، همچنان ادامه داشته باشد .
4 . جان و مال و مذهب مردم تضمين شود .
5 . هركس بخواهد ديار خود را ترك گويد آزاد باشد .
در اينكه تعليماتى از طرف خليفه صادر شده بود ؛ مخصوصا دربارهء مواد شمارهء 1 و 4 و 5 ترديدى نيست ، ولى دربارهء مواد شمارهء 2 و 3 به قطع نمىتوان گفت كه جزو دستورهاى خليفه بوده است . » « 127 »
در مصر پس از تسليم اسكندريه ، عهدنامه شامل 7 ماده به شرح زير بود :
1 . تأديهء باج ، 2 . متاركهء جنگ براى مدت 11 ماه ، 3 . عقبنشينى روميان در طول اين مدت ، 4 . تسليم 150 تن از سپاهيان و 50 تن از مردم غيرسپاهى به عنوان گروگان ، 5 . متوقف ساختن كليهء عمليات مخاصمتآميز درآينده ، 6 . حمايت كليسا ، 7 . مجاز شناختن يهوديان كه همچنان در اسكندريه باقى بمانند ( يوحناى نيقوى ، ص 193 ) .
در عهدنامه بهطور كلى اين شرايط ذكر شده است :
1 . هريك از افراد ذكور قبطى ساليانه دو دينار ماليات سرانه خواهد پرداخت .
2 . كودكان ، پيران و زنان از اين ماليات معافند .
3 . قبطيها بايد مسافرين مسلمان را تا سه روز مهمان بكنند .
4 . نسبت به اراضى و اموال كليساهاى مردم ، تعرضى نخواهد شد .
5 . عربها مىتوانند در هرنقطه كه مايل باشند ساخلو داير كنند .
6 . مالكين اراضى بايد علاوه بر دو دينار ماليات سرانه به هر مسلمان سه اردب گندم ، دو قسط روغن ، دو قسط سركه و دو قسط عسل تحويل دهند ( توجه شود كه گفته شده اين اجناس را مىبايست به هر مسلمان بپردازند نه اينكه هريك از مردم مصر مكلف به پرداخت آن باشند ، يعنى مقدار كل اين ماليات عبارت
هامش
( 126 ) . احمد بلاذرى . فتوح البلدان ، ترجمهء دكتر آذرتاش ، ص 129 .
( 127 ) . دانيل سىدنت ، جزيه در اسلام ، ترجمهء دكتر محمد على موحد ، ص 101 .