معتقدات مذهبى نادر
« معاصران نادر حكايت مىكنند كه او آشكارا نسبت به مذهب بىاعتنايى مىكرد . « بازن » ، طبيب دربار او ، خاطرنشان مىسازد كه شايد مىخواست مذهب مخصوصى برقرار كند و اين كار بسيار سخت بود . كسانى كه از نزديك با او تماس داشتند ، معتقد بودند كه او آدمى لامذهب بود .
به روايت هنوى ، نادر نسبت به هردو فرقهء اسلام به يك اندازه بيعلاقه بود . . .
كالوشكين مأمور ثابت روسيه در ايران در ماه مه 1741 گزارش مىدهد كه نادر ضمن گفتگو با پيشوايان مذاهب مختلف مىگويد : « خدا در قلب ما بينش به وجود آورد كه اختلاف بين اينهمه آيينها را ببينيم ، از ميان آنها انتخاب كنيم و ايمان نوى بسازيم كه هم خدا از آن خشنود شود و هم براى ما وسيلهء نجاتى باشد . براى همين است كه اينقدر در جهان آيينهاى مختلف وجود دارد ؛ آيينهايى كه يكى ديگرى را لغو مىكند ، و هر يكى فقط خودش را ارزشمند مىداند . اين آيينها يكى نيستند در صورتى كه خدا يكى است ، و آيين هم بايد يكى باشد . » نادر در حالى كه به ترجمهء تورات و انجيل و قرآن گوش مىدهد ، گاهگاه به پيغمبران يهود ، محمد و على مىخندد . او آشكارا اظهار مىدارد كه خودش را كمتر از پيغمبر و على قابل احترام نمىداند ؛ زيرا آنها از آن جهت بزرگند كه جنگجويان خوبى بودند ، و بالاخره مىگويد خودش هم در سايهء اسلحه به همان شهرتى كه آنها به دست آورده بودند ، رسيده است . » « 412 »
نادر در راه جلوگيرى از اختلافات مذهبى ايران و عثمانى ، تلاش بسيار كرد و سفرا و نمايندگانى ، براى انجام اين مقصود ، بين دو كشور مبادله شد ، ولى سلطان عثمانى هربار به صورتى از قبول پيشنهادهاى نادر سر باز مىزد .
نادر در جواب يكى از نامهها اعلام كرد كه هدف عمدهء او تحكيم دوستى با عثمانى است و به اين دليل است كه او از سلطان تقاضا مىكند كه مذهب جعفرى را به عنوان پنجمين مذهب سنى بپذيرد ؛ در حالى كه دربار تركيه با رد تقاضاى او ، دو كشور را دچار دشمنى هميشگى خواهد كرد . نادر در خاتمه هشدار داده بود كه همراه با قشونش براى حل اين مسأله به تركيه خواهد رفت . » « 413 »
نادر در يكى از فرامين خود گفته بود كه تمام نزاعها و خونريزيها محصول تفسيرهاى غلطى است كه از قوانين مذهبى كردهاند . در زمان پيغمبر جز مذهب تسنن مذهب ديگرى نبوده و همه بايد از مذهب تسنن پيروى كنند .
افكار عمومى و مقاومت مردم
در دوران كوتاه تسلط افغانها به ايران ، مكرر مردم ايران نفرت و بيزارى خود را از اشغالگران و اجانب آشكار كردند . « از بررسى وقايع دههء سوم قرن هيجدهم ، چنين استنباط مىشود كه رهايى ايران ، از زير يوغ اشغالگران بيگانه ، بر اثر مبارزات آزاديبخش تودههاى وسيع و در درجهء اول كشاورزان روستايى و زحمتكشان شهر حاصل شده . بر خلاف تصور حزين ، مقاومت مردم شهرها
هامش
( 412 ) . همان ، ص 155 به بعد ( به اختصار ) .
( 413 ) . همان ، ص 159 .