كردند كه آن را ديوان رسائل و انشاء مىگفتند .
همين قسم بيت المال كه در زمان خلفاى راشدين خزانهدارى كل محسوب مىشد و تمام درآمدهاى مختلف در آنجا گرد مىآمد ، در زمان امويان و عباسيان منشعب شد . . . به اين قسم كه مركزى براى جمعآورى و نگاهدارى زكات و مركز ديگرى براى اموال ارثيه و مركزى براى اموال مظالم تعيين شد . - سازمان امور حسبى و مظالم و شهربانى جزو مؤسسهء قضايى به شمار مىرفت . » « 56 »
به نظر شرقشناسان شوروى سازمانهاى ادارى عباسيان از عهد منصور به بعد كمابيش منظم و متمركز گرديد . « به گفتهء يعقوبى ، مورخ و جغرافيدان قرن نهم ، در عهد نخستين خلفاى عباسى ديوانهاى زير داير بود : خزانهء دولتى ، زرادخانهء دولتى ، ديوان رسايل ، ديوان خراج ، ديوان مهر دولتى ، ديوان جنود و ديگر ديوانها . »
عباسيان بعدها بر تعداد ديوانها افزوده و آنها را مرتب كرده و با مؤسسات ادارى ايالات مربوط ساختند ولى شالودهء اين كار در زمان منصور ريخته شده بود .
ادارهء امور ايالات كماكان بالتمام در دست حكام بود . نيروهاى عظيم نظامى و ارزشهاى بزرگ مادى به صورت انواع محصولات و مصنوعات هنرى در اختيار ايشان بود ، و وجوهى كه مأموران گرد مىآوردند پيش از آنكه وارد خزانهء خليفهء بغداد شود ، از دست آنها مىگذشت .
از دستگاه ايالتى كه تابع حكام و جانشينان خليفه و اميران ايشان در شهرها بود ، چندان اطلاعى در دست نيست ، ولى همينقدر معلوم است كه مأموران وصول خراج تمام عادات و رسوم اسلاف خويش را به ارث برده بودند ؛ با روستاييان بيرحم بودند ، رشوه مىگرفتند ، فريب مىدادند ، به زور بيش از آنچه مقرر بود پول و محصول اخذ مىكردند . و الخ ، در عهد عباسيان اكثر مأموران از افراد محلى بودند .
در ميان ادارات محلى و از لحاظ ارتباط آنها با مركز ، شغل صاحب بريد يا رئيس چاپارخانه اهميت خاص داشت . تنها سازمان دادن پست دولتى وظيفهء بريد نبود بلكه وى موظف بود اطلاعات محرمانهاى دربارهء رفتار مأموران دولت و بخصوص حكام و جانشينان خليفه و اميران ايشان ، به مركز خلافت بفرستد . . . على رغم مراقبت پنهانى بريدان حكام و جانشينان ايالات بزرگى مانند خراسان ، ماوراء النهر ، آذربايجان جنوبى ، و طبرستان گاهى چنان قوى مىشدند كه استقلال ايشان موجب نگرانى خلفا مىگشت .
معمولا خلفا از احضار حاكم بيم داشتند آنان را با خدعه و غدر به قتل مىرسانيدند و از سر راه خويش برمىداشتند . . .
دربارهء روابط ميان خلفاى عباسى و حكام و جانشينان محلى ايشان و . و . بار تولد چه خوب گفته است :
« اگر سلطان شرقى مىتوانست در اقصى ايالات كشور خويش با قوانين شفاهى و يا
هامش
( 56 ) . تاريخ تمدن اسلام ، پيشين ، ج 1 ، ص 115 به بعد ( به اختصار ) .