حصار قلعهها ، مسجدها ، كاخها براى حكام عرب و غيره .
همين كه خلفا موضوع « مهر كردن » افراد روستا را معمول داشتند ، وضع كشاورزان تحملناپذير شد . اين عمل چنين بود كه به گردن هر روستايى كه خراج و جزيه مىپرداخت ، صفحهاى سربى مىآويختند و روى آن مشخص مىكردند كه اين مرد اهل كدام رستاق بخش و دهكده است . اگر مرد روستايى به ناحيهء ديگر مىرفت وى را بازداشت كرده به محل سكونتش ، كه بر صفحه نوشته بود ، اعزام مىكردند . اگر كشاورزى به نقطهاى مىرفت و صفحهء سربى را به گردن نمىداشت ، وى را به عنوان ولگردى بازداشت مىكردند . اين صفحهها را فقط پس از پرداخت تمام ماليات از گردنها دور مىكردند و مجددا هنگام حاصل نو مىآويختند . بر اثر به كار بردن شيوهء مهرزنى ، كشاورزان قادر نبودند از پرداخت جزيه و خراج تخلف كنند .
اين رسم كه داغ بردگان را به ياد مىآورد ، در نظر روستاييان ايران كه هنوز نظامات جماعت آزاد و خودمختار روستايى را به ياد داشتند ، تخفيف و توهينى شمرده مىشد . شيوهء مهر زدن ، تقريبا در تمام كشورهاى تابع اعراب در مصر و بين النهرين و ارمنستان و آذربايجان و ايران و آسياى ميانه معمول بود . « 46 »
محققان شوروى معتقدند كه : « فاتحان عرب شكلهاى نوين اجتماعى با خود به ايران نياوردند .
جريان گرايش ايران به فئوداليزم ، كه در زمان ساسانيان آغاز شده بود ، پس از فتح اعراب بطىءتر گرديد ، زيرا جنگهاى جهانگشايى خلفا ، با اسارت و بردگى عدهء كثيرى زن و مرد ، از مردم غيرلشكرى همراه بود . از كار اين عده برده ، در كشاورزى ، آبيارى ، دامچرانى ، پيشهورى ، و معادن دولتى استفاده مىشد .
فقط بعدها سران فاتحان عرب به جريان عمومى فئوداليزاسيون كشورهاى آسياى مقدم و ميانه كشانيده شدند . در جريان جنگها اراضى سابق دولت ساسانى و وابستگان آن ، و اراضى معابد و زمينهاى مشترك روستاييان ملك دولت شناخته شد .
مالكيت دولت بر اراضى نوعى از مالكيت فئودالى زمين بود ، زيرا دولت سازمان و آلت طبقهء زمامدار ، يعنى بزرگان عرب بود ، كه خود در شرف تبديل به فئودالهاى بزرگ بودند .
در ايران ، مانند اغلب كشورهاى خاور نزديك ، املاك دولتى ، با اينكه تنها نوع مالكيت فئودالى اراضى نبود ، بر انواع ديگر مىچربيد .
دولت به وسيلهء دستگاه مأمورين خود ، از روستاييان بهرهكشى مىكرد و اجارهبها و ماليات را از ايشان وصول مىنمود ، و سپس بيشتر آن به شكل مواجب و مستمرى و كمكخرج و هديه ، به دست خدمتگزاران و سران فاتحان ( كه اساس طبقهء فئودال در شرف تكوين را تشكيل مىدادند ) مىرسيد .
علاوه بر اين ، بزرگان عرب و بعضى از دهقانان سازشكار ايرانى به موجب پيمانى
هامش
( 46 ) . همان ، ص 183 .