يونانيان در بين مردم ايران راه يافت . در دورهء ساسانيان نه تنها تودهء مردم بلكه طبقهء فرمانروا كمابيش تحت تأثير انديشههاى خرافى بودند .
مورخان رومى مىگويند :
شاهپور دوم بوسيلهء غيبگويان با همهء ارواح خبيثه و قواى جهنمى سروكار داشت و راجع به آتيه از آنها سئوالاتى مىكرد . يزدگرد اول همهء اخترشناسان دربار را مأمور يافتن طالع فرزند جديد الولادهء خود كرد ؛ خسرو دوم براى ساختن سدى برشط دجله همهء غيبگويان و جادوگران و ستارهشناسان را كه 360 نفر بودند گرد آورد و با آنان مشورت كرد كه چه ساعتى را معين مىكنند و چون عاقبت كار او به نتيجهء مطلوب نرسيد ، بسيارى از آنان را هلاك كرد . « 135 »
آيين توتم
يكى از مذاهب ابتدايى بشر است كه عدهاى از مردم را به بعضى موجودات و اشياء مقدس كه توتم نام دارد ، علاقهمند و مربوط مىسازد .
فليسين شاله مىنويسد : « به همان اندازه كه تأسيسات و عقايد توتم بهتر شناخته مىشود ، اين فرض قويتر مىگردد كه اين آيين نقش بزرگى را در تاريخ انسان بازى كرده است . . . كلمهء توتم نام برخى از موجودات و يا اشياء است كه تمام اعضاى يك طايفه آن را مقدس و غيرعادى تصور مىكنند . اينها غالبا حيواناتى مانند عقاب و طوطى و گاهى گياههايى مانند چاى و اشيايى مانند باران و دريا و برخى از ستارگان مىباشد . » « 136 » در اين دين ابتدايى نيز حلال و حرام و مقدس و پليد وجود دارد و « تابو » اشياء و كارهاى حرام را مشخص و معين مىكند .
دين مصريان
فليسين شاله مىنويسد :
در دين مصريان قديم آثار و عقايد دين توتم و دين جان برقرار بود . ( فتيشپرستى يا آيين جان مذهبى است كه در موجودات نيرويى شبيه به روح انسان جاى مىدهد . ) و از نظر مردگان ارزش فراوان داشت . سپس عقيدهء به خدايان متعدد و شرك وجود داشت كه به سوى واحدپرستى تحول مىپذيرفت .
روح دينى در مصر قديم به اندازهاى قوى بود كه مصريان تنها به پرستش مصدر زندگى بس نمىكردند بلكه هريك از صور مختلف زندگى را نيز مىپرستيدند .
پارهاى گياهان در نظر آنان ، مانند پياز ، مقدس بود . درخت خرما كه در سايهء آن در وسط صحرا آرام مىگرفتند و چشمهء آبى كه در واحهها عطش ايشان را فرو - مىنشاند . . . همه به عللى كه فهم آنها دشوار نيست ، در نظر ايشان از چيزهاى مقدس بهشمار مىرفت . « 137 »
ديگر عقايد مصريان
در مصر قديم نيز عقيده به زندگى پس از مرگ وجود داشته منتها آداب موميايى كردن ابتدا انحصار به جسد شاه داشت ولى بعدها
هامش
( 135 ) . كريستن سن ، ايران در زمان ساسانيان ، ترجمهء رشيد ياسمى ، ص 419 .
( 136 ) . فليسين شاله ، تاريخ مختصر اديان ، ترجمهء دكتر خدايار ، ص 10 به بعد .
( 137 ) . همان ، ص 36 .