نداشت جزاينكه به حمايت مردى بردهدار متوسل شود و در نتيجه يكنوع استثمار نيمه پدرشاهى و نيمهبردهدارى پديد آمد . . . قلعوقمع آشور بطور كلى كشور ماد را ثروتمند نساخت بلكه فقط سران نظامى و بزرگان خاندانها و عشيرتها تمول سرشار بههم زدند . . . عصر كياكسار را بايد دوران ثروتاندوزى بزرگان ماد و پيدايش اختلاف شديد مالى در آن جامعه و افزايش سريع تضادها شمرد . « 108 »
ويل دورانت راجع به مردم اين دوران مىنويسد :
طبقات بالاى اجتماع بندهء مد و زندگى تجملى شده بودند ؛ مردانشان شلوارهاى قلابدوزى شده مىپوشيدند و زنان خود را با غازه و جواهر مىآراستند و حتى زين و برگ اسبان را با طلا زينت مى - دادند . قوم سادهاى كه پيشازاين به چوپانى زندگى مىكردند و از سوار شدن به ارابههاى خشكى كه چرخهايشان جز گردههاى ناهموار بريده شده از تنهء درختان نبود ، لذت مىبردند ، اكنون كارشان آن بود كه بر ارابههاى گرانبها سوار مىشدند و از مجلس جشنى به مجلس ديگر مىرفتند « 109 »
مرد مادى
فرهنگ و تمدن مادى
تاريخ فرهنگ ساكنان سرزمين ماد ، چنان كه بايد ، روشن نيست .
بدون شك اگر حفريات باستانشناسان در مساكن ديرين قوم ماد آغاز شود ، بسيارى از خصوصيات اجتماعى آنان آشكار خواهد شد . ظاهرا يك فرد مادى در خانهاى كه با خشت خام ساخته مىشد ، زندگى مىكرد . عمارتها يكطبقه و داراى جلوخان و ايوانى بود كه بر ستونهاى چوبى تكيه مىكرد . در مورد لباس آنها از روى شواهد و آثارى كه به يادگار مانده ، بايد گفت :
. . . روى نيمتنه ( پيراهن آستين كوتاه ، تا زانو ) پوستى افكنده بر شانهء چپ استوار مىكردند و گاهى پوست را از زير كمربند رد مىكردند . مردم ثروتمند پوست يوزپلنگ و مستمندان پوست گوسفند به كار مىبردند . لباس مانناييان و ديگر قبايل اتحاديهء ماد و خود ماديها همينگونه بود . اين رسم يعنى افكندن پوست گوسفند بر شانه تا امروز نيز درميان شبانان كوهستانى آذربايجان محفوظ مانده است . موها را با نوارى سرخ مىبستند و ريش را مىزدند . . . در تصاوير آشورى ، كلاه بلند نمدى يا تاج ، كه به زبان لاتينى يونانى « تيار » ناميده مىشد و
هامش
( 108 ) . تاريخ ماد ، پيشين ، ص 410 به بعد .
( 109 ) . تاريخ تمدن ، ( كتاب اول - بخش اول ) ص 517 .