عقيدهء پيشينيان راجع به زمين و موجودات آن
اكثر مورخان و محققان قديم قبل از نگارش تاريخ كشور خود سعى كردهاند كه سرگذشت زمين و موجودات آن را از قديمترين ايام مورد مطالعه قرار دهند و راجع به آغاز جهان و نخستين آدميان ، آنچه خوانده و شنيدهاند در اثر تاريخى خود منعكس نمايند .
افسانهء آفرينش
در كتاب بندهشن كه از كتب معتبر زبان پهلوى است دربارهء آفرينش چنين آمده است :
هرمزد ، چون همهچيز را مىدانست به وجود اهريمن نيز آگاهى داشت ؛ پس پىبرده بود كه جنگى ميان او و اهريمن روى خواهد داد . ازاينرو آغاز به آفرينش جهان كرد ، جهان در مدت سه هزار سال ، تنها عالم ارواح بود . پس اهريمن روشنايى را ديد و به آن حمله كرد و شكست خورد و در تهيهء جنگ جديدى با هرمزد شد و ديوها و دروجها را بيافريد ، هرمزد به او گفت بيا تا صلح كنيم ، اهريمن نپذيرفت ولى راضى شد كه موعدى براى جنگ معين شود ؛ اين موعد سههزار سال بعد معين گرديد . هرمزد دانا مىدانست كه سه هزار سال نخستين به خواست و ارادهء او خواهد گذشت و در سههزار سال دوم ارادهء او و اهريمن بههم خواهد آميخت و در سه هزار سال سوم ، اهريمن توانايى خود را از دست خواهد داد . . .
پس هرمزد به آفريدن جهان مادى پرداخت و در آغاز آسمان و وهومينا ( انديشهء نيك ) و روشنايى مادى و دين مزديسنا و امشاسپندان را آفريد . پس از آن آب و زمين و درختان و چارپايان و در پايان آدمى را آفريد . اهريمن مشغول آفرينش چيزهاى بد شد . از آفرينش هرمزد ، نخستين حيوان ، گاو و نخستين انسان ، كيومرث بود .
پس از چندى اهريمن بهپا خاست ، او نيز :
. . . جانوران آزارنده و زهردار چون مار و كژدم و وزغ در زمين پراكند چنان كه به قدر سر سوزن جايى خالى نماند . سپس بر گاو و كيومرث تاختن آورد و آز و نياز و رنج و تشنگى و ناخوشى و خواب را بر آنها چيره ساخت . . . در مدت چهل سال « مشيك » و « مشيانك » كه آدم و حواى ايرانيان باشند از خاك روييدند . . .
هرمزد به آنها گفت شما آدميد ، شما نياكان بشريد ، بايد نيكوكار و نيكانديش