هلاك كردند .
چون اين خبر به امير مبارز الدين رسيد خواست كه بر عزم انتقام متوجه شود ، اما به واسطهء آنكه عزيمت آذربايجان داشت يك سال در توقف بماند .
ذكر عزيمت تبريز و تسخير آن
چون ممالك فارس و عراق بر امير مبارز الدين قرار گرفت و از هيچ طرف منازعى نماند ، در محرم سنهء ثمان و خمسين عازم اصفهان شد با لشكرى انبوه . چون به نزديك عراق رسيد شاه سلطان با تمام اكابر و سرداران اصفهان استقبال كردند .
امير مبارز الدين به اندرون شهر رفت و در دار السلطنهء آنجا نزول كرد .
چون شاه سلطان آنچه وظيفهء جانسپارى بود به تقديم رسانيده و عراق را تسخير كرده و دشمنى همچون امير شيخ را گرفته و به شيراز فرستاده [ بود ] توقع تربيت و عنايت داشت . امير مبارز الدين التفاتى ننمود . چه خواجه برهان الدين وزير در خاطر امير مبارز الدين نشانده بود كه شاه سلطان هفتصد تومان از مال عراق در تصرف دارد . اين حكايت موجب رنجش و وحشتى شد ، ميان ايشان . باوجود اين شاه - سلطان طوئى سنگين كرد و پيشكشهاى پادشاهانه كرد . چون به سر سفره حاضر شد و آن ترتيب بديد ، بىآنكه يك لقمه تناول كند 87 بفرمود تا آن سفره را غارت كردند و سخنى چند سخت بر زبان راند . چه امير مبارز الدين مردى به غايت تند و سخت سخن و بدخو و خونريز بود .
ز خوى بد آيد همه بدترى * نگر تا سوى خوى بد ننگرى
مهين دوست هست از جهان خوىخوش * بود خوى بد ، دشمن كينهكش
مدارا خرد را برادر بود * خرد بر سر دانش افسر بود
ستون خرد ، بردبارى بود * چو تيزى كنى تن به خوارى بود
فى الجمله اين حركت نيز موجب دشمنى شد ميان خواهرزاده و خال .
درهمين چند روز ، ايلچيى از جانب جانى بيك خان بن ازبك خان برسيد با سيصد سوار كه خان به تبريز آمد و ملك اشرف را قتل كرد و بر مسند خانى نشست و امير مبارز الدين را طلبيده كه به يساولى كه جاى او و پدر بوده قيام نمايد 88 .
امير مبارز الدين سخنان سخت در جواب بگفت . بعد از آن اقامت ايلچيان و اخراجات ايشان به شاه سلطان حواله كرد . چون غلبهء تمام بودند و خرج ايشان بسى وجه بر -