تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ آل مظفر ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠

ذكر وفات سلطان ابو سعيد بهادر خان

در سنهء ست و ثلاثين و سبع مايه خبر رسيد كه خاتمهء سلاطين چنگزخانى ، خسرو ديندار ابو سعيد بهادر خان ، از دار فنا به دار بقا رحلت كرد . مواد هرج‌ومرج در حركت آمد در هر سرى سوداى سلطنتى پيدا گشت ، در هر گوشه‌اى متغلبى دست استيلا برآورد . بيت
لشكر ديوان ز هر سوئى برآوردند دست * چون سليمان دار ملك انس و جان بدرود كرد
امن و استقامت منتفى شد . انواع خرابى به احوال رعايا روى نمود . خواجهء نيكو خصال ، وزير شهيد ، غياث الدين محمد رشيد ، كه مثل او صاحبقرانى چشم فلك نديد ، خواست تا آتش اين خرابى به آب تدبير فرو نشاند . بيت
پشت ملك جم ز بار تعزيت خم خواست شد * راستى را هم براى آصف جم راست شد
ارپا خان را كه از اولاد سلاطين چنگزخانى بود بر تخت نشاند . امير على پادشاه كه خال سلطان مغفور بود ، چون اين قضيه بىصوا بديد او بود ، راضى نمىشد . عاقبة الامر لشكرى بىشمار به تبريز كشيد و از اين جانب وزير نيز لشكرى بىاندازه جهت دفع آن بياراست . چون به يكديگر رسيدند ، لشكر تبريز بىجنگ هزيمت نمودند . ارپا خان و آن صاحبقران اسير گشتند و بعد از چند روز شهيد شدند . اهل فضل را در هيچ وقت حادثه‌اى چنين روى نداد . زبان روزگار در مرثيهء او بدين بيت گويا شد :
كجاست آصف تا نوحه‌گر شود بر ملك * كه بر و بحرش بى كدخداى ماند و خديو
تاريخ آل مظفر ( فارسي ) — صفحة 40 | محمود كتبى / عبد الحسين نوائى