بعضى از لغات ، تعبيرات و اصطلاحات
آغروق 77
آواز بشارت 108
اخراجات 96
ارتفاع مزارع 31
اردو 34
الوس 77
اموال [ هرموز ] مالياتى كه ايالت هرموز مىبايست بپردازد ، نقدا يا جنسا
ايلچيان 76 ، 77
ايوداجى 31
باشلاميشى 69
برتافتن 106
بنديان 122 - اسيران
بنه 77
به طرح ريختن ( ظاهرا به معناى به دلخواه رها كردن ) 96
بهادران 107
بيلاك ، بيلك 44 ، 96
پايزه 32
تربيت ( به معناى بركشيدن ، مورد عنايت قرار دادن ) 76
تشريف ( ظاهرا همان است كه بعدها « خلعت » ناميده شد ) 32
تكاميشى 94
تلاوت [ مصحف مجيد ] 79
جامه ( لباسى كه به عنوان تقدير و جايزه ، از جانب سلاطين ، به كسى داده مىشد ) 84
جامهء خاص ( لباس مخصوص يا لباس شخص شاه كه عناية به كسى اعطا مىشد ) 108
جاناجان 105
جلدوى 78
جنگ مرصع 60
جواسيس ( جاسوسان ) 74
جوشن 36
جوقجوق 36 ، 106
چماق ( از نشانههاى سردارى ) 32
حق نان و نمك 148
خستگى ( به معناى بيمارى ) 33
خط اشرف ( دستخط شاهانه ) 90
خطبه ( از علائم سلطنت يكى آن بود كه در مسجد خطبه به نام كسى بخوانند ) 80 ، 107
خروارنقاره 107
خندق 42
داعيهء غوغا 75
در درگوش [ كسى ] كردن 91