تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ آل مظفر ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
و در هيچ تاريخ شهبازى همچون او بر قصر حكومت كرمان سايه نينداخت و اهالى بيچارهء اين ديار را كه از ضربت حوادث مجروح بودند مرهمى بود و به سعى جميل او مملكت باز رونقى پذيرفت و روزگار كرمانيان از كرم و معدلت آن نامدار چون موسم بهار شاد و خرم شد و از اطراف بلاد اسلام ، سادات نامدار و علماى عالى - مقدار و مشايخ دين‌دار روى بدين ديار نهادند و همه را به صلات گرامند مخصوص گردانيده مرفه الحال گشتند و مراجعت نمودند .
ظالم برفت و قاعدهء زشت او بماند * عادل گذشت و نام نكو يادگار كرد

ذكر وفات شاه محمود و توجه شاه شجاع به تبريز

چون خاطر شاه شجاع از كرمان فارغ شد ، در ماه شوال سوارى از تبريز برسيد و خبر داد كه سلطان اويس وفات يافت و آوازه متعاقب مىآمد تا محقق شد . شاه شجاع به عزم كرمان در اقبال‌آباد نشسته بود و به اراجيف مىگفتند كه شاه محمود وفات كرده . تا روز چهارشنبه چهاردهم شوال سنهء ست و سبعين و سبع مايه خبر رسيد كه در روز نهم شوال مذكور شاه محمود به جوار رحمت ايزدى پيوست 147 ، در ميان دو دانگه و چهاردانگهء اصفهان محاربه است ، دو دانگه مىخواهند كه سلطان اويس بن شاه شجاع قائم مقام باشد و چهاردانگه پادشاه را مىطلبند ( 146 ) . شاه محمود مدت سى و هشت سال و پنج ماه و نه روز عمر يافت ، هفده سال حكومت عراق كرد از اين جمله دو سال در پاريس 148 . چون شاه شجاع را از اخبار پياپى ، متوفى شدن شاه محمود محقق گشت به تهيهء اسباب عزيمت مشغول شد . يك نوكر فرج « 60 » نام از نوكران امير كمال الدين حسين رشيدى و امير مظفر الدين سلغر و نوكرى از آن خواجه بهاء الدين قورچى از قلعهء طبرك برسيدند و مبالغه در استعجال به جانب اصفهان عرضه داشتند . شاه شجاع متوجه اصفهان شد . چون به نزديكى رسيد ، سلطان اويس با تمام امرا و اكابر شاه محمود و سرداران اصفهان به شرف پاىبوس رسيدند . پادشاه بىمنازعى در مملكت عراق فرود آمد . بعد از چند روز سلطان اويس از اسب خطا شد و پاى او كسرى يافت .
هامش
( 60 ) . نسخهء لندن : فرخ .
تاريخ آل مظفر ( فارسي ) — صفحة 103 | محمود كتبى / عبد الحسين نوائى