رسيده ، از شرحى كه نگاشته بوديد ، استحضار حاصل شد . همين كه تلگراف شما در اين فقره رسيد ، تلگرافا به حكومت بنادر فارس آنچه لازم بود ، نوشتم كه اسباب آسودگى شما را فراهم آورند . البته تاكنون اقدامات كردهاند . باز هم با اين پست سفارشات كردهام كه شما را از اين جهت آسوده كنند . نصر اللّه مشير الدوله .
سند شمارهء ( 368 ) مورخ : 16 جمادى الاول 1320 ق . / 1902 م . از : سفارت انگليس در تهران به : وزارت امور خارجه
[ نشان سفارت انگليس در تهران ]
جناب مستطاب اجل اكرم افخم را با كمال احترام تصديعافزا مىگردد .
نظر به مراسلهء محترمهء جناب مستطاب اجل عالى مورخهء هشتم ربيع الاول 1320 در خصوص رفتار مرحوم كاپتن بكسر از بابت وجهى كه از آنچه شايع شده متعلّق به گمركخانهء بندر عباس بوده ، شكايت شده بود . دوستدار از راپرتى كه به تازگى در اين باب رسيده خاطر محترم عالى را مستحضر مىدارد .
جناب كلنل كمبل چنين توضيح مىنمايند كه شخصى موسوم به دولت نام هندو كه اسم مشار اليه در مراسلهء محترمه درج شده در ماه فبرورى 1901 مطابق ماه شوال و ذيقعدهء 1318 در بندر عباس وفات يافت اما به واسطهء حركت كپتن هنت كه در آن وقت ويس قونسول بندر عباس بود ، مسئلهء تسويهء محاسبات و متروكات متوفاى مزبور به تعويق انجاميد و فقط بعد از مأمور شدن كاپتن بكسر در بندر عباس اين مسئله امكان پذيرفت . از قرار دفتر محاسبهء دولتنام مىبايست كه متروكات او محض اداى هرگونه قروض او به قدر كفايت كم و زياد شود اما از بدبختى ممكن نبود تمام مطالباتى كه به متوّفاى مزبور بايستى برسد ( چون بيشتر ازين مطالبات بايد از رعاياى ايرانى دريافت شود ) وصول گردد و علّيهذا با رضايت طلبكاران كه در بندر عباس حاضر بودند از قرار تومانى شش قران و ده شاهى غرما معين گرديد و كپتن بكسر متروكات و ما خلف متوّفاى مزبور را از روى همين ميزان تقسيم داشت .
از روى دفتر دولتنام معلوم گرديد كه مبلغ چهار هزار و هفتصد و چهل تومان طلب نواب مستطاب و الا فرمانفرما بود و محض اين فقره وجهى در خزينهء قونسولگرى بوشهر موجود است و اگرچه جناب سالار معظم ، حكمران بنادر فارس ، چنين ادعا مىنمايد كه قسمى از اين وجه طلب ايشان مىباشد گويا به اسم اينكه در هنگامى كه گمركات فارس و بنادر به نواب مستطاب و الا فرمانفرما امانتا سپرده شده بود ، معزى اليه به جناب سالار معظم وكالتا اجاره داده بودند . كلنل كمبل هيچ توضيح و دليلى ندارد كه از روى آن معلوم گردد كه چه مبلغ از اين وجه سهم هر يك از اين دو نفر مأمور محترم دولت علّيهء ايران مىشود .
چون از قرار ثبت دفتر محاسبه دولتنام چنين مىنمايد كه طلب متعلّق به نواب فرمانفرما مىباشد ، جناب قونسول جنرال تكليف خود مىدانند كه وجه مزبور را به معزى اليه بپردازند كه من بعد اگر گفتگويى ميانهء نواب و الا فرمانفرما و جناب سالار معظم حاصل شود ، البته جناب معزى اليه حقوق خود را در محكمههاى داخله معيّن و مدلّل خواهند داشت .
كلنل كمبل نيز چنين اظهار مىدارند آن توضيحى كه داده شده كه اين وجه متعلق به گمرك بندر عباس است از آنچه مىنمايد ، اساسى ندارد و از قرارى كه معلوم گرديده مرحوم كپتن بكسر چارهء ديگر نداشته مگر آنكه در تسويهء متروكات متوّفاى مزبور اين غرما را منظور و معمول دارد . و در خصوص اينكه توضيح شده است ، مهر كارگزارى به متروكات متوفاى مزبور زده شده بوده است ، جناب قونسول جنرال اشعار مىدارد كه اين توضيح حقيقت ندارد ولى كپتن هنت وقتى كه مىخواسته است فهرست متروكات متوّفاى مزبور را بنويسد و مهر قونسولگرى را به اسبابهاى قيمتى بزند فقط خواهش نموده كه نمايندهء كارگزارى نيز حاضر شود . به اين منظور كه گويا اشخاص ايرانى بودهاند كه از اين متروكات طلب داشتند . كلنل كمبل نيز اظهار مىدارد كه پدر دولتنام متوفا به اجازهء كلنل معزى اليه از بندر عباس حركت نمود زيرا كه پير و شكسته و در كمال ضعف بود . رفتن مشار اليه مصلحت و نگاه داشتن او مثمر هيچ فايده نبود .
در اين موقع احترامات فايقهء قلبى خود را تجديد مىنمايد . فى 16 شهر جمادى الاول 1320 .
[ امضا به خط انگليسى ]
سند شمارهء ( 369 ) مورخ : 22 جمادى الاول 1320 ق . / 1902 م . از : كارگزارى بندر عباس و لنگه - عبد اللّه به : مشير الدوله - وزير امور خارجهء وقت ايران
[ نشان شير و خورشيد ]
اداره تلگرافى دولت علّيهء ايران
از بوشهر به طهران
حضور مبارك حضرت مستطاب اشرف امجد اعظم بندگان آقاى مشير الدوله روحى فداه عرض مىشود .
تلگراف مبارك در باب شناسايى كپتان ويلم خرج كراى از طرف دولت انگليس به ويس قونسول عباسى زيارت شد . مشار اليه هنوز وارد