مهاجران اين شهر محسوب مىشوند . آنان تا اواخر عصر قاجارى در اين شهر سكونت داشته و مراسم مذهبى خود را آزادانه انجام مىدادهاند . « 1 » با رونق گرفتن تجارت بندر عباسى و نياز به نيروى كار ، گروههاى گوناگون مهاجر از دو بخش « نواحى پسكرانهاى » و « سواحل عمان و نجد » به اين شهر سرازير شدند . اين گروههاى اجتماعى گرايشهاى مذهبى و قبيلهاى متفاوتى داشتند و بافت ناهمگونى را در ساختار شهرى بندر عباسى ايجاد كردند . « بلوچان » ، عمدهترين گروه مهاجر ناحيهء پسكرانهاى ساكن نواحى ميناب و جاسك بودند كه به عنوان نيروى كار به بندر عباسى مهاجرت كردند . « 2 » اين گروه بزرگ مهاجر ، در مواقع حساس ، تأثيرات بهسزايى بر حوادث اين بندر گذاشتهاند و مهمترين نقش آنان در همراهى سپاهيان افغان در فتح بندر عباسى بوده است . « 3 » ديگر مهاجران از مناطق شمالى بندر عباسى و از ناحيه مشهور به « سبعه » بودند كه شغل اصلى آنان فروش مواد غذايى ، ميوه و سبزيجاتى بود كه از محل سكونت اصلىشان به بندر عباسى حمل مىكردند . « 4 » گروه عمده و اثرگذار تجار و كارگزاران ادارى ، از دو منطقهء پسكرانهاى بندر عباسى يعنى « لار » و « اوز » به اين شهر مهاجرت كردند .
حضور طبقه اشرافى ادارى داراى منشاء « لارستانى » ، يكى از مهمترين ويژگىهاى ساختار ادارى اين بندر در عصر صفوى ، افشارى و زنديه محسوب مىشود .
ويلم فلور دربارهء تأثير كارگزاران ادارى لارستانى بر بندر عباسى ، تحت عنوان « توسعه قدرت خاندان لارى عوض بيگ » مىنويسد :
« يكى از مهمترين و باثباتترين ويژگىهاى ساختار ادارى بندر عباسى در دوره صفويه ، تأثير مهم و قابل ملاحظهاى است كه وزير لار و اشراف لارى بر امور اين بندر و بندر كنگ داشتهاند . » « 5 »
لارستانىهاى مقيم بندر عباسى در دو بخش تجارت و امور ادارى ، شركت مؤثرى داشتند كه تا اواخر عصر سدهء چهاردهم هجرى نيز پابرجا بوده است . « 6 » بيشتر مهاجران لارى ، پيرو مذهب شيعه بودند و در آن شهر كاروانسرايى نيز به نام خود داشتهاند . « 7 » اما دسته ديگرى از مهاجران منطقه شمالى بندر عباسى ، تجار و بازرگانان « اوز »
( Evaz )
از مناطق اهل سنت لارستان بودهاند كه محلهاى به نام خود در اين شهر داشتهاند و دارند . « 8 »
گروههاى اجتماعى مهاجر از « نجد » و « عمان » و سواحل جنوبى خليج فارس نيز از ديگر جمعيتهاى مهاجر اين شهر محسوب مىشوند كه عمدهترين ويژگى آنان شركت مؤثر در خدمات ناوبرى و دريايى بوده است . به عبارت ديگر ، بيشتر آنان در امور حمل و نقل دريايى كار مىكردند و به تدريج طبقهاى اثرگذار شدند . اكثر آنان را ساكنان بنادر و سواحل خليج فارس در دو بخش جنوبى و شمالى آن تشكيل مىدادند .
براى ايجاد تمايز ميان ساكنان اين دو بخش ، در اين پژوهش از آنها با نامهاى « بوميان عرب » و « مهاجران عرب نجد » نام مىبريم . به عبارت ديگر ، طوايف عرب سواحل شمالى خليج فارس ، از قرنها پيش از عصر صفوى در اين نواحى ساكن بودند و عملا بومى محسوب مىشدند و در واقع « ايرانيان عرب زبان » به شمار مىرفتند . اما « مهاجران عرب نجد » طوايفى بودند كه با توجه به آبادانى و رونق بنادر ايرانى از سمت جنوب بدانجا مهاجرت كرده بودند و عموما در مشاغل حملونقل دريايى كار مىكردند . محققان عرب ، دستهء اول را با نام « المحور الايرانى » ياد كردهاند . « 9 » مهمترين آنان ساكنان بندر « نخيلو » و طوايف « هوله » و « بنى معين » بودند كه از اتحاديههاى قبيلهاى معروف عرب هستند و پيش از دوره صفويه در سواحل حد فاصل بندر لنگه تا بندر كنگان ساكن شدند . از اين ميان ، اما « نخيلويىها » از مشهورترين دريانوردان ايرانى ساحل خليج فارس هستند كه در دوره استيلاى پرتغالىها خطرناكترين دشمنان آنان بودند و ضربات سختى به ناوگان پرتغالى وارد ساختند . « 10 » ابهكاره ، سياح فرانسوى كه بين سالهاى 1085 - 1083 ق . / 1674 - 1672 دو بار از بندر نخيلو عبور كرده ، اطلاعات بسيار
هامش
( 1 ) . در بندر عباسى محلهاى به نام « گورسوزون » وجود داشته است كه در آنجا هندوها اجساد مردگان خود را مىسوزاندهاند . ( بندر عباس و خليج فارس ، پيشين ، ص 155 . ) بتكده هندوها در بندر عباسى هماكنون هم وجود دارد و نشاندهندهء حضور مؤثر آنان در چند صد سال اخير در اين شهر است . ( پيشين ، ص 158 - 156 .
همچنين : سايبانى ، احمد ، از بندر جرون تا بندر عباسى ، بندر عباس ، انتشارات چىچىكا ، 1377 ، صص 140 - 138 ) .
( 2 ) . محله بلوچ از جمله قديمترين محلات بندر عباسى محسوب مىشود . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : بندر عباس و خليج فارس ، پيشين ، ص 157 - 156 .
( 3 ) . براى آگاهى بيشتر از نقش بلوچان در تصرف بندر عباسى در اواخر عصر صفويه بنگريد به : فلور ، ويلم ، برافتادن صفويان و برآمدن محمود افغان ، ترجمه ابو القاسم سرى ، تهران ، انتشارات توس ، 1365 . همچنين : انقراض سلسله صفويه ، پيشين ، صص 475 - 472 .
( 4 ) . براى آگاهى بيشتر از نقش بلوچان در تصرف بندر عباسى در اواخر عصر صفويه بنگريد به : برافتادن صفويان و برآمدن محمود افغان ، پيشين . همچنين : انقراض سلسله صفويه ، پيشين ، صص 475 - 472 .
( 5 ) . ويلم فلور در اثر خود با عنوان « خليج فارس » بخشى جداگانه به تأثير اشراف لارى بر اقتصاد و سياست بندر عباسى در دوره صفويه پرداخته و فهرست كاملى از وزراى لار نيز به چاپ رسانيده است . براى آگاهى بيشتر بنگريد به :The Persian Gulf . . . , op . cit , pp . 282 - 284. ( 6 ) . براى مثال ، از تأثير تجار لارستانى بر بندر عباس بنگريد به : بندر عباس و خليج فارس ، پيشين ، صص 53 ، 69 .
( تجار لارى در بندر عباسى داراى معيار سنجش وزن و طول ويژه خود به نام لارى بودهاند . سديد السلطنه از كاربرد « من لارى » و « ذرع لارى » در بندر عباسى ياد كرده است . )
( 7 ) . بندر عباس و خليج فارس ، پيشين ، ص 160 . همچنين : از بندر جرون تا بندر عباس ، پيشين ، ص 159 .
( 8 ) . محله « اوزىها » يكى از محلات قديم بندر عباسى محسوب مىشود . بنگريد به :
بندر عباس و خليج فارس ، پيشين ، ص 159 .
( وزير ، عنوان ادارى عصر صفوى است كه اختيارات كمترى از حاكم و والى يا خان داشته است و در واقع درجهاى پائينتر از منصب « خان » يا « حاكم » بوده است . )
( 9 ) . صالح محمد العابد ، دور القواسم فى الخليج ، بغداد ، مطبعه العانى ، 1976 ، ص 53 .
( 10 ) . براى آگاهى بيشتر از قدرت ناوبرى دريايى « نخيلو » بنگريد به :- Teixera , Padro , The travels of Pedro Teixiera , translated by William F . SincLair , London , 1902 , pp . 20 - 24همچنين پيترو دلاواله در سفرنامهاش از توان ناوبرى شيخ نخيلو ياد كرده است .
بنگريد به : سفرنامه دلاواله ، پيشين ، صص 1588 - 1535