را نيز تا حدود سند تابع دولت علّيه كند و دفع مفسدين را به مضمون اللهم اشغل الظالمين بالظالمين از اهل همان سرزمين نمايد . »
« دولت انگليس ممالك هندوستان را نه به شمشير ، بلكه به حسن سلوك و بذل ماليات يك ساله و دو ساله و رأى و تدبير گرفت و الّا بديهى است كه در صورت عدم جهازات دولتى و گذاردن ، حاكمى امثال عباس خان عامى جز مخارج هر ساله و قشونكشى بىحاصل ثمرى مترتب نخواهد شد . فدوى به موجب استفسارى كه از معتبرترين متوطنين آنجا كرده و به طور حقيقت و بصيرت استحضار حاصل نموده ، عباسى قلعهايست در كنار دريا . محل اقامت تجار هر ولايت و بندرگاه است . رعيتى و زراعتى ندارد . اصل ولايت و مقام رعيت ميان آن و شميل است و اين دو جا از قرارى كه بيان مىكنند دو مملكت است . سواى رعيت ولايتى هشت هزار مرد شمشير زن از طايفهء بلوچ در اين دو جا سكنى دارند و چندين طوايف جمعند كه همه صاحب ملك و كشت و زراعت و نخيلات هستند و هر يك را طورى و طرزى و زبانى است كه الى حال زير بار خدمت نيامده و به هواى نفس خود حركت كردهاند . چنين ولايت را حاكم هوشيار با فطانتى لازم است كه مردم را به سلوك و سازش و ارتباط و آميزش وادارد ، به خود رام كرده به وعيد و نويد و خلعت و احسان اين طايفه را به اطاعت درآوردن وادارد ، نه در عباسى نشسته درب آمد و شد خاص و عام را بر خود بسته خبر نداشته باشد كه با بودنش در ولايت آذوقه به جزيره قشم حمل مىشود و از اصل عباسى از حركت و سكون او روزنامه به مسقط روانه مىدارند » ( 27 )
( * ) بىمبالاتى مأموران موجب دخل و تصرفهاى بىمورد و تخلف از مقررات به توسط مسئولان انگليسى مىشده است كارگزار وقت بوشهر ( 8 جمادى الثانى 1277 ق . ) درباره خانههائى كه بدون اجازه بنا كردهاند مىنويسد كه « اين همه جا را كه در ريشهر ساختهاند يك ماه و يا دو ماه يا سه چهار ماه به زودى نساختهاند البته هفت ، هشت ماه بل متجاوز مشغول بودهاند كه اين طور تمام نمودهاند . حاكم يا مأمور بىاطلاع نبودهاند و ساختن آنجا را ممانعت ننمودهاند و رضايت و خوشنودى آنها را باعث استقامت و استدامت مأموريت خود داشتهاند حالا كه تغيير و تبديل مأموريت شده است كه كارها تمام گرديده است كيفيت را معروض داشتهاند . . . » ( 16 )
« خلاصه هرگاه مرخص فرمايند ساختههاى تجاوز از نقشه را هم خراب و منهدم خواهد نمود » ( 61 )
2 - 2 - رعايت سلسله مراتب
در مديريت امور ايران از هنگامى كه حكومت مركزى ، در دورهء صفوى پاگرفت ، گهگاه ، اگر نه همواره ترك اولاهائى در خصوص رعايت سلسله مراتب ادارى و تبعيت از ما فوق و نيز دخالت در امورى كه در شرح وظائف مأمور وجود ندارد ، ملاحظه مىشود . اين تخلفات همواره زيانآور بودهاند . در بسيارى از موارد نيز اين زيانها هم معنوى و هم مادى و در مواردى نيز جنبهء معنوى داشتهاند ، از آنرو كه ممكن است برخى از اين ترك اولاها به ظاهر نفع مادى آنى يا هم آنى و هم آتى داشته باشد ، اما نفس بر هم زدن قواعد و بر خلاف قرار و قاعده و عهد و پيمان عمل كردن داراى آن چنان زيانهايى بودهاند كه هيچ فائدهء مادى آنها را جبران نمىكردهاند .
نمونهاى روشن از اين قبيل رفتارها را در بخشى از نامهء فتحعلى شاه به فرزندش حسينعلى ميرزا فرمانفرماى فارس مىتوان ديد . فتحعلى شاه اقدام كارگزار حسينعلى ميرزا ، يعنى زكيخان وزيرا ايالت فارس ، را در امضاى قرارداد با بروس نمايندهء انگليس ، نكوهش كرده و گفته است :
« كارگزاران آن فرزند با عاليجاه مستر بروس خان مواضعه در ميان آورده و ذكر بعضى قراردادها فيما بين رفته و اسناد تمسكات به يكديگر داده و ستد نمودهاند . معلوم رأى جهانآرا نشد كه :
( * ) ارتكاب بدين امور از چه راه و كدام مستمسك بوده است ؟
( * ) بىاذن و رجوع به دربار خلافت از چه در اين كارها مداخلت نمودهاند و ارسال رسل و رسائل بىاستر خاص از سركار جهانمدار چه بوده ؟
( * ) آمد و رفت عاليجاه مستر بروس خان به كدام اذن و قرارداد ديوان شده و به چه مهم آمده ؟
( * ) بعد از آنكه آمد چرا عرض تفصيل و سبب ننمودهاند و در گفتگوى امور و فرستادن آدم در مقام مصلحت از اولياى دولت بر نيامدهاند » ؟
( * ) « هميشه قرار اين و قاعده چنين بوده كه در عموم مهمات بين الدولتين رجوع به دربار جهانمدار مىشد و جمعى از اعيان دولت به تدبير مىنشستند و فاتحه و خاتمهء آن را به نظر دقت ملاحظه مىنمودند و با وصف مراتب مزبور مستبعد نبود كه گاهى خبط و خطائى واقع شود و يا سهو و اشتباهى واقع شود .
( * ) عاليجاه زكى خان را چه استحضار از امور مملكتى است و چه مىداند .
در اين كارها قرارومدار دهد ؟
( * ) همچنين ديگر كارگزاران آنجا را چه آگاهى خواهد بود ؟ آنها را خدمتى هست و بايد در مناظم خدمت خود بكوشند .
( * ) حكومت و اختيار ولايت امرى است جدا و قرارومدار مملكت و ثغور با دولتهاى ديگر امرى جدا .
( * ) تفويض مملكت فارس به كارگزاران آن فرزند براى نظم مهام ولايت و وصول و ايصال وجوه ديوانى است و سرپرستى رعيت و نگاهدارى سرحدات .
( * ) قرارومدار مهام مملكتى و معاملات و مواضعات با دول خارجه مخصوص امناى دربار و رجوع به عرض و استرخاص از خدمت پادشاهى