تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
به دست ادبار مىبيخت ، از عكس خون‌ريزى قزلباشان و نمودار سرخى تاج ايشان هرنماز شام بنفشه‌زار فلك رنگ لاله‌زار داشت و كلك قضا بر صحيفهء دوران شرح آيت
يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ
« 1 » مىنگاشت ، [ بيت ] :
در هرگل زمين كه قزلباش جا گرفت * آن را زمانه همچو يكى « 2 » لاله‌زار يافت
همواره
( 2 a )
همگى همت بر آن داشته بود و تمامى خاطر بر آن گماشته كه خود را از آن ورطهء هلاك و مهلكهء خطرناك بيرون اندازد ، و از آن لجهء خونخوار بر ساحل « 3 » نجات علم افرازد ؛ اما به واسطهء مقولهء الامور مرهونة باوقاتها عهد بعيد و مدت مديد چهرهء آن مقصود در پردهء توقف مستور مانده بود و پردگى نااميدى از درون حجلهء محرومى جلوه‌گرى مىنمود « 4 » [ و ] همواره ورد زبان همگنان اين بود :
اى مسلمانان فغان از جور « 5 » چرخ چنبرى * وز جفاى تير « 6 » و قصد ماه و سير مشترى گر بخندم وان به هرعمريست گويد ز هر خند * گر بگريم وان به هرروزيست گويد خون‌گرى آسمان در كشتى عمرم كند دايم دو كار * گاه شادى بادبانى گاه « 7 » انده لنگرى
روزى از روزها از كمال بىطاقتى و نهايت بىتحملى از خانه بيرون آمده سير مىكردم و روى به هرجانب مىآوردم تا با « 8 » يكى از ياران اخوان
هامش
( 1 ) - قرآن سورهء 1 آيهء 30 . ( 2 ) -A: كلى . ( 3 ) -A: بساحل . ( 4 ) -P: نمود . ( 5 ) -A: دور . ( 6 ) -A: مهر . ( 7 ) -A: وقت ؛ رجوع شود به « على اوحد الدين انورى ، مداركى از زندگى و صفات او » تأليف ژوكوفسكى ، پترسبرگ 1883 ص 59 . ( 8 ) -A: ندارد .
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 4 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف