ماليه : ميرزا محمد على وقار السلطنه پيربازارى ؛
قضايى : محمود آقا ؛
پست و تلگراف : نصر اللّه ؛
معارف : حاجى محمد جعفر ؛
فوايد عامه : ميرزا محمد على خمامى ؛
تجارت : ميرزا ابو القاسم فخرايى » .
سركميسر و كميسر جنگ ، ميرزا كوچك
اينك قسمتى از نوشتههاى شادروان ملك الشعراى بهار دربارهى روابط ايران و روسيه :
« دولت ايران خود را دچار مخمصهى بزرگى مىديد . من دو سال بود با رئيس الوزرا ( وثوق الدوله ) دربارهى پيشرفت دولت شوروى بحثها داشتم و بعد از وصول مواد 18 گانه كه از طرف لنين و تروتسكى به ايران رسيده بود ، به او مىتنيدم كه هرطور هست باب مجامله و مكاتبه را با مسكو باز كند و يكبار هم اين دمدمه اثر خود را بخشيده بود ، اكنون معلوم شد كه دولت در اين باب خيلى پسافتاده است . دولت بعد از واقعهى انزلى توسط نصرت الدوله كه هنوز با شاه در پاريس اقامت داشت ، اعتراض شديد و شكايت مفصلى به جامعهى ملل فرستاد و نيز دستور داد كه به وسيلهى كپنهاك به دولت ساويت هم مراجعاتى بكنند .
روز 7 شعبان 1337 قمرى ، از چچرين ، كميسر خارجهى ساويت ، تلگرافى در جواب تلگراف ماه قبل دولت و اصل شد و در آن تلگراف گفته بود كه : همان قسم كه در 1918 به وزير مختار ايران گفتهايم ، حاضريم با دولت ايران باب مودت مفتوح سازيم و هم در روز دهم همين ماه تلگراف مفصلترى از كميسارياى خارجه ( چچرين ) به دولت رسيد و از اقدام درياسالار دولت ساويت تقريبا عذر خواسته و گفته كه اين اقدام براى استرداد قواى خصم ( نيروى دنيكين ) بوده است ورنه ما متوجه دوستى دولت ايران بوده و قبلا در 26 ژوئن 1919 ( 29 رمضان 1337 قمرى ) نيز به وسيلهى تروتسكى كميسارياى خارجهى آن عهد ، 18 ماده به دولت پيشنهاد كردهايم و اكنون هم بر سر آن پيمان ايستادهايم و اميدواريم همين وقايع كه پيش آمده است ( حكومت انقلابى گيلان ) خود موجب افتتاح ابواب و داد گردد « 1 » » .
هامش
( 1 ) - « تاريخ احزاب سياسى » ، نگارش ملك الشعراى بهار ، ص 45 - 43 .