علاوه بر قرارداد 1919 ، چنانكه اشاره كرديم ، سرپرسى سايكس نامهاى نيز به وثوق الدوله نوشت و در آن نامه براى ابراز حسننيت دولت بريتانيا ، اعلام نمود كه انگلستان حاضر است تقاضاهاى ايران را در چهار مورد زير بپذيرد :
1 - تجديدنظر در قراردادهاى حاضره بين دولتين ؛
2 - جبران خسارت مادى وارده بر مملكت ايران به واسطهى دول متخاصم ديگر يعنى ( غير از انگلستان ) ؛
3 - اصلاحات خطوط سرحدى ايران در نقاطى كه طرفين آن را عادلانه تصور نمايد ؛
4 - انتخاب ترتيب قطعى و زمان و وسايل مقتضيه تعقيب مقاصد فوق در اولين موقع امكان موضوع مذاكره بين دولتين خواهد گرديد .
مخالفت با قرارداد براى آزاديخواهان و مليون يك وسيلهى سرگرمى سياسى و براى هوچىها و مردم سياستمآب و سودطلب بهانهى هوچىگرى و براى بعضى از ملايان و روحانيون مستمسكى براى خودنمايى و ابراز قدرت گرديد . در تهران كسانى چون مستشار الدوله و ممتاز الدوله و حاجى محتشم الدوله و امثال آنان به مخالفت برخاستند و روحانيون در مسجد شيخ عبد الحسين به نام روضهخوانى چادر برپا كردند ولى وثوق الدوله شبانه چادر آنان را خوابانيد و به نام « حكومت نظامى » از اجتماع مردم جلوگيرى و مستشار الدوله و همراهانش را از تهران به كاشان ميرزا حسين خان صبا مدير روزنامهى ستاره ايران را به قزوين تبعيد كرد و بدينترتيب جلو اجتماع و تظاهرات مردم را گرفت . اما مخالفت با قرارداد ، با پشتيبانى احمد شاه ، به صورت مبارزه جدى با دولت وثوق الدوله همچنان ادامه يافت « 1 » .
هامش
( 1 ) - ميرزاده عشقى شاعر جوان پرشور آن عصر كه دانسته يا ندانسته آلت اجراى مقاصد تنى چند از ارباب مطبوعات و رجال ورزيدهى سياست گرديده بود و سرانجام نيز جان خود را بر سر اين كار گذاشت دربارهى قرارداد 1919 چكامهاى سروده است كه چند بيت آن نقل مىشود :نام دژخيم وطن ، دل بشنود خون مىكند * پس بدين خونخوار اگر شد روبرو چون مىكند
آنكه گفتى محو قرآن را همى بايد نمود * عنقريب اين گفته با سرنيزه مقرون مىكند
واى از اين مهمان كه پا در خانه ننهاده هنوز * صاحبان خانه را از خانه بيرون مىكند
داستان موش و گربه است عهد ما و انگليس * موش را گر گربه برگيرد رها چون مىكند ؟منظور عشقى از محو قرآن اشاره به نطق لرد گلادستون نخستوزير انگليس در مجلس عوام است كه طى آن پيشرفت نفوذ سياسى بريتانيا را در ممالك اسلامى و خاورميانه موكول به محو قرآن از ميان مسلمانان كرده بود .