كه در آن عصر براى آن دولت در دربار قاجاريه فراهم مىشد از ارتباط خود با ايران براى حفظ هندوستان سود بسيار برد و زيان فراوان به كشور ما وارد آمد .
I
روابط ايران و فرانسه « 1 »
آغاز روابط
فتحعلى شاه همينكه در سال 1218 هجرى ( مقارن 1803 ميلادى ) با تهاجم سپاه روسيه به ناحيه قفقاز مواجه شد و اطلاعاتى از نيروى برى و درجه استعداد و قابليت نظامى آن دولت حاصل كرد ، درصدد جلب متحدى برآمد . در اين موقع فتح مصر و ايتاليا به وسيلهى ناپلئون و فتوحات او در اروپاى مركزى فتحعلى شاه را به سوى امپراتور فرانسه متوجه ساخت و به فكر افتاد كه ناپلئون را براى دفع روسيه با خود متحد مىسازد . در سال 1219 هجرى ( 1804 ميلادى ) موقع لشكركشى به ايروان « 2 » با داود خليفه ارامنه اوچ كليسا ( اوچمياذين واقع در نزديكى ايروان و حوالى رود ارس ) ملاقات نمود و از او اطلاعات مختصرى راجع به ناپلئون به دست آورد و در رمضان سال 1219 هجرى ( دسامبر 1804 ميلادى ) نامهاى مبنى بر علاقهى خود به عقد اتحاد با فرانسه به ناپلئون نوشت و آن نامه به وسيلهى سفير فرانسه در قسطنطنيه ( پايتخت عثمانى ) به فرانسه ترجمه شد و در ژانويه 1805 ميلادى به ناپلئون رسيد .
ناپلئون ، با آنكه كاملا با پيشنهادهاى فتحعلى شاه موافق بود چون اطلاعات دقيق كاملى از وضع سياسى و عمومى ايران نداشت « 3 » ، بعد از رسيدن آن نامه ، ژوبر
( Jubert )
مترجم و منشى دربار خود را از راه عثمانى به ايران فرستاد تا تحقيقات خود را از دو كشور مزبور به امپراتور گزارش دهد و ضمنا به او دستور داد كه حتى المقدور مأموريت خود را راجع به ايران مخفى بدارد تا كارگزاران عثمانى و انگلستان از آن مأموريت مطلع نشوند .
هامش
( 1 ) - از ذكر روابط ايران و فرانسه در دورههاى تاريخى تيموريان و صفويه چون از حدود كتاب خارج است خوددارى شد .
( 2 ) - تفصيل جنگهاى ايران روسيه در فصل جداگانه خواهد آمد .
( 3 ) - بعضى اطلاعات ناقص به وسيله مأمورين فرانسه در ايران مثل اوليويهOliverبرونيهBrunierدر حدود سالهاى انقلاب كبير فرانسه تهيه شده بود ولى آن اطلاعات براى انجام مقاصد ناپلئون كفايت نمىكرد .