جانشين آن گرديد .
جنگ اول 1203 هجرى قمرى
آغا محمد خان چون به روحيهى سپاهيان زند و طرز فكر امراء و خانزادگان زنديه آشنا بود و لطفعلى خان را جوانى بىتجربه و كمخرد مىپنداشت ، بلافاصله پس از اعلام سلطنت وى با سپاهى مركب از ايلات قاجار و تركمان و افشار و افغان از پناهگاه خود خارج شد و براى تعقيب منظور خويش كه تصرف شيراز و درهم شكستن قدرت زنديه بود با سرعت به جانب فارس روانه شد .
اولين برخورد سپاه قاجار با لشكر لطفعلى خان در هزار بيضا 32 كيلومترى شيراز فقط تماس مختصرى بود ولى نبرد قطعى در 12 كيلومترى آن شهر آغاز شد و لطفعلى خان با جسارت و تهور بىنظيرى جناح راست اردوى قاجار را درهم شكست ولى بىثباتى محمد خان زند عموى وى در برابر حملات سپاه قاجار باعث تفرقهى لشكر گرديد و هرچند وى پافشارى كرد ، به جايى نرسيد . ناچار به شيراز برگشت و آن شهر به محاصرهى سپاه قاجار درآمد و چون آغا محمد خان نتوانست بر برج و باروى مستحكم شيراز رخنه كند ، آن شهر را پس از يك ماه محاصره رها نمود و به تهران كه مركز عمليات جنگى وى بود بازگشت .
خبط سياسى و نظامى لطف على خان بار ديگر موجبات ضعف دولت زنديه و تقويت حريف او را فراهم آورد . لشكركشى پادشاه زند به كرمان و محاصره 4 ماهه ، فرارسيدن زمستان كه منجر به نابودى عدهى كثيرى از سپاهيان و بروز قحط و غلا در اردو گرديد و بازگشت نوميدانه لطفعلى خان و سپس مواجه شدن وى با اختلاف و كشمكش بين حاجى ابراهيم خان كلانتر « 1 » و سرداران و خوانين زند ، پايهى قدرت و نفوذ سياسى او را به كلى متزلزل ساخت و در اين مدت آغا محمد خان با خيال آسوده به تجهيز سپاه پرداخت و خود را براى حملهى شديدترى به فارس آماده نمود .
هامش
( 1 ) - حاجى ابراهيم خان كلانتر به پاداش خدماتى كه براى تهيهى مقدمات سلطنت لطفعلى خان انجام داده بود ، مورد اعتماد وى قرار گرفت و وزارت و صدارت دولت زنديه به وى تفويض شد ولى در مراجعت لطفعلى خان از كرمان ، خوانين و امراى زنديه ذهن شاه را نسبت به وى مشوب كردند و در نتيجه كلانتر به حكم صيانت نفس درصدد نابود كردن لطفعلى خان و سازش با حريف او برآمد .