كنت دوسى « 1 » وزيرمختار فرانسه در باب حاجى چنين مىنويسد : « حاجى ميرزا آغاسى پيرمردى است كه تمام قدرت ايران و تمام بىكفايتى دولت آن در وجود او خلاصه شده .
محمد شاه نسبت به او اعتمادى نامحدود دارد و اين اعتماد را از عهد طفوليت به او پيدا كرد . « 2 » »
پرنس الكسيس سولتيكف « 3 » نويسنده و نقاش روسى كه در سال 1264 هجرى قمرى ( 1838 ميلادى ) به ايران آمده و به حضور محمد شاه و حاجى ميرزا آغاسى در تهران بار يافته و در تبريز با ناصر الدين ميرزا وليعهد و درباريان او ملاقات كرده و تصويرهاى بسيار زيبا از شاه و صدراعظم وليعهد و بعضى از شاهزادگان كشيده است ، در كتاب مسافرت به ايران دربارهى حاجى ميرزا آغاسى چنين نوشته است :
« اندكمدتى بعد از رسيدن به تهران به حاجى ميرزا آغاسى صدراعظم شاه معرفى شدم .
پس از عبور از دالانهاى تاريك و تنگ و درهاى كوتاه وارد اتاقى بسيار ساده شدم كه وزير در آنجا بود . وزير پيرمردى بسيار زشت بود ، اما لباس بسيار فاخر از ترمههاى اعلى بر تن داشت .
او با ترشرويى بسيار كه به نظر مىآمد طبيعت او بدانسان باشد ، بدون تأمل از من پرسيد :
دماغ من ( شما ) چطور است . ضمنا چنين وانمود كرد كه موضوع اهميت چندانى ندارد و او هيچ علاقهمند به دانستن آن نيست و زمانى كه من هنوز در ترديد بودم كه پاسخ اين پرسشى كه هميشه مرا متعجب مىساخت بدهم ، بحث ديگرى در خصوص طريقه ريختن توپ به ميان آورد .
اين ميل به جانب توپ يكى از تمايلات منحوس وزير بود . چه اسلحهخانه تهران سه توپ و بيش از چند تفنگ شكسته نداشت . ولى اين دو مانع نشده بود كه سفير ايران در لندن به شاه تأييد كند كه مهمات او هزاران بار مهمتر از اسلحهخانه « وولويچ « 4 » » است . راست است كه در همان موقع حاجى ميرزا آغاسى مشغول بود كه چندين توپ با دهانههاى بزرگ بريزد . او به حدى علاقهمند به اين قورخانه عزيز خود بود كه مايل بود در كارخانهى ذوبآهن خود به خاك سپرده شود « 5 » .
هامش
( 1 ) -Conte de Sercey( 2 ) - كتاب ميرزا تقى خان اميركبير تأليف عباس اقبال آشتيانى ، 1340 .
( 3 ) -Prince Alexis Soltykoff( 4 ) -Woolvichاز مراكز اسلحهسازى لندن .
( 5 ) - در مآخذ داخلى تاريخ قاجاريه صريحا ذكر شده كه حاجى ميرزا آغاسى در اندكمدتى بين ده تا سى كرور ( 5 تا 15 ميليون ) تومان از خزانهى كشور را صرف توپريزى كرده زيرا مكرر شنيده بود كه علت شكست ايران از روسيه فقدان توپخانه بوده است .