كرده ، كفن در دوش گرفته ، مهيّا باشيد كه به موجب
« إِنَّ ما تُوعَدُونَ لَآتٍ »
« 1 » عسكر ظفر مخصوص
« كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ »
« 2 » چون اجل مسمى نداء
« فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ »
« 3 » در دهند و به حكم
« وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ »
« 4 » عامل شوند ، دمار از روزگارت بر آرند و در آن ديار نگذارند
« لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ »
، « 5 »
« فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
« 6 » انتهى . « 7 »
وقايع ماه جمادى الاولى سنهء 920
القصه روز دوم ماه مزبور ، به موقعى آمدند كه مرحوم على پاشاى خادم در اين موقع با شاه قلى تكهلو جنگيده ، شهادت يافت . روز سوم پنجاه آقجه بر مواجبهاى آن سپاهيان روم ايلى و آناطولى افزوده شد كه هر يكى هزار آقجه مواجب تيولى داشتند .
در روز پنجم احمد پاشاى قرهجه امير سينوپ به ارزنجان فرستاده شد . چون از مزاحمت نفوس در اردو ، كثرت ازدحام به مرتبهء غايه رسيده بود ، روز هشتم فرمان صادر شد كه وزرا و امرا سان ديده ، از مقدار موجود اردو روزنامه دهند . روز نهم احمد پاشاى دوقه كين اوغلى كه جلو فرستاده شده بود ، با ابو ابجمعى خود عودت به اردوى همايون نمود . از جمع مقدار روزنامجات مفهوم شد كه قريب به چهار صد هزار مرد جنگى در اردوى همايون حضور دارد . در روز چهاردهم ، هر سپاهى كه تيول مواجبش به ادارهء او در مرتبهء كفايت نبود ، فرمان صادر شد كه از آن قبيل سپاهيان را به موجب دفتر و كتابچه جدا كرده ، از سفر معفو دارند و آنها را فرزند اسكندر پاشا به ولايتشان برساند .
در روز پانزدهم احمال و اثقال بىلزوم اردو و كتابچههاى خزانه و تيولات و چهل هزار نفر از قشون در قلعهء سيواس « 8 » ساخلو و مكنوز گرديده ، به افراد و بارهاى اردو خفت داده شد .
هامش
( 1 ) . انعام ، 134
( 2 ) . صف ، 4
( 3 ) . اعراف ، 34
( 4 ) . نساء ، 89
( 5 ) . روم ، 4
( 6 ) . انعام ، 45 . در متن اصلى ، به اشتباه اين آيه با آيهء 227 سورهء شعراء درآميخته است .
( 7 ) . منشآت فريدون بيك ، ج 1 ، صص 382 - 383 ؛ نوايى ، شاه اسماعيل ، صص 157 - 161
( 8 ) . شهر دلنشينى است در آسياى عثمانى ، واقع در ساحل رود خاليص ؛ و از اسلامبول هفتصد و شصت كيلومتر دور و مركز ادارهء يكى از ولايتهاى معمور دولت عثمانيست . اگر چه صناعت و تجارت در مرتبهء مطلوب ترقى نيافته ، ولى معادن بسيار معتبر مس و غيره دارد و مسكن شانزده هزار نفس و داراى آثار عتيقهء يونانيه و اسلاميه است . اين شهر همان شهرى است كه لوكوئوس سردار ، در ظاهرش ، به مهرداد اشكانى شكست داد . بتيودوريس ملكه پونت به شرف اوگوست قيصر رم اين شهر را سباست موسوم كرد . در سال 803 امير تيمور بعد از محاصره ضبط و قتل عام و خراب كرد . طول قلمرو اين ولايت پانصد و هشتاد و عرض آن دويست و هفتاد كيلومتر و مجموع اهالى آن نيز يك كرور و سيصد و پنجاه هزار است . در سال ( 1391 م - 794 ه ) دولت عثمانى از دست سلاله قاضى برهان الدين مغول