تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
كه ، چون صفى الدين عنقاست ، عنقا اعتنا به هر لقمه نكند ! سلطان از اين مطايبه خرسند شده ، به هر دو اكرام فرمودند . مع ما فيه ، در مسلك عرفا ، اختيار مذهب كفر و نگاهداشتن ظاهر شريعت واجبست . ازين است كه جلال الدين رومى مىفرمايد ، بيت :
مذهب عاشق ز مذهب‌ها جداست * عاشقان را مذهب و ملّت خداست
و مذهب حقيقى عرفا را هر كس كه داخل دائرهء تصوّف شده و با دقت اشعار شيخ محمد مغربى و فصوص الحكم محى الدين و مثنوى معنوى جلال الدين رومى و گلشن راز محمود شبسترى و اسرار نامهء شيخ فريد الدين عطار و غيرهم من مؤلفات الصوفيين را ملاحظه فرموده ، مىداند كه آنها اعتنا به مذاهب نداشته‌اند . معهذا اگر شيخ صفى الدّين شيعى مىبود ، مثل سلطان ابو سعيد يك سنّى متعصّب كه در تمام سكّه‌هاى او اسم خلفاى اربعه مسكوك است و امير چوپان و اغلب امراى چنگيزيه ، دست انابت به شيخ مشار اليه نمىدادند يا اينكه آنها نيز مثل الجايتو سلطان اظهار تشيّع مىنمودند . و همچنين امروز طريقت بيراميّه كه در تمام ممالك عثمانى معروف و منسوب به حاجى بيرام ولى است ، سلسلهء نسبت طريقتى آنها به واسطهء حاجى بيرام انقروى و شيخ حامد قيصرى و خواجه على اردبيلى و صدر الدين اردبيلى به شيخ صفى الدين اردبيلى منتهى مىگردد و طريقت بيراميّه مردم را دعوت به تقوى و ورع نموده ، اجتناب از لعن و نفرين نمودن را از عمده تكاليف درويشى مقرّر كرده است . از اين است كه دراويش بيراميه به يزيد ، حتى به شيطان هم لعنت نكرده ، مىگويند كه ما از براى شناختن نفس خودمان خلق شده‌ايم نه از براى لعنت كردن به مخلوق خدا . درين باب شيخ فريد الدين عطار در اسرار نامه بعد از نعت جناب امير عليه السلام در صفت متعصّبان مىگويد كه :
الا اى در تعصّب جانت رفته * گناه خلق با ديوانت رفته
ز نادانى دلى پر زرق و پر مكر * گرفتار على ماندى و بوبكر
گهى اين يك بود نزد تو مقبول * گهى آن يك شده از كار معزول
گر اين يك به و ز آن ديگر ترا چه * كه همچون حلقه‌اى بر در ترا چه
« 1 »
همه عمرى درين محنت نشستى * ندانم تا خدا را كى پرستى
ترا چند از هوا راه خدا گير * خدايت گر ازين پرسد مرا گير
يقين دانم كه فردا پيش حلقه * يكى كردند هفتاد و دو فرقه
چه گويم جمله ار زشت ار نگويند * چو نيكو بنگرى خواهان اويند
« 2 »
هامش
( 1 ) . در متن چاپى : چو تو چون حلقه‌اى بر در ترا چه . ( 2 ) . اسرار نامه ، به تصحيح صادق گوهرين ، تهران ، زوار ، 1361 ، ص 27