شمرده ، جليس مجلس همايون « 1 » ساخته ، نهايت اعزاز « 2 » و كمال محبت را نسبت به « 3 » او مبذول داشته ، اكثر امورات و مهمّات « 4 » متعلّقه شهر به تدابير صايبه و افكار ثاقبهء صدر جليل القدر پرداخته « 5 » بود و صدر همواره در خدمت شهزاده معزّز و مكرّم مىزيست و « 6 » اين اخبار « 7 » كه در شهر نشر مىكرد ، موجب قوّت و اميدوارى شهرى و ضعف ( 41 الف ) حال نادر ميرزا بوده ، بىاختيار مردم از كوچه و بازار بىپرده شعار دولتخواهى قاجار ظاهر و آشكار مىساختند ، تا آنكه « 8 » ايلات شهرى كه محل اعتبار و موجب استظهار نادر ميرزاى افشار بودند ، در جزو با امناى دولت درساخته « 9 » و آقا ميرزاى ازغدى را كه در شهر از او بهترى نبود و اعتبار تمام داشت با خود متّفق و ممهد كرده « 10 » بودند كه شهر را به تصرف اولياى دولت قاهره بدهند و چون حضرت مجتهد الزمانى از هجوم عام به تنگ آمده بود ، نماز جمعه و جماعت را موقوف ، در گوشهء انزوا و روضهء جناب ثامن ائمهء « 11 » هدى وقوف و به عبادت بارى قيام و در مخالطه را بر روى آشنا و بيگانه بسته و منفرد از معاشرت و مصاحبت نشسته ، اهالى شهر از خدّام و سپاهى در جزو آمده ، كيفيّت حال ضعفا و مساكين را به جناب معظم اليه اظهار ، و مىگفتند « 12 » لامحاله بايد امر محاصره به انتها رسيده « 13 » افاقهاى به جهت رعايا و ملهوفين حاصل آيد ، به اين طريق كه يا نادر ميرزا بيرون برود يا شهر را به اختيار سپاه نصرت پناه بدهد . جناب « 14 » مجتهد الزمانى آنها را مخيّر ساخته ، جميع خدام روضهء ملايك مقام با سپاهيان شهرى شيوهء موافقت را ملحوظ داشته ، ممهد شدند « 15 » كه در شب جمعه ، غرّهء شهر
هامش
( 1 ) . مج : جليس خود .
( 2 ) . مج : نهايت برخورد .
( 3 ) . مج : درباره .
( 4 ) . مج : « و مهمات » ندارد .
( 5 ) . مج : موكول و پرداخته .
( 6 ) . مج : « و » ندارد .
( 7 ) . متن : اخبارات .
( 8 ) . مج : تا اينكه .
( 9 ) . مج : ساخته .
( 10 ) . مج : شده .
( 11 ) . مج : روضه رضويه امام هدا .
( 12 ) . مج : قيام و درب خروج و دخول را بسته ، مصاحبت عوام را بر خود حرام نموده يكان يكان در جزو آمده ، كيفيت محاصره و محصورين را حالى و اظهار كردهاند كه .
( 13 ) . ملك : رسيد .
( 14 ) . مج : رسيده يا نادر ميرزا بيرون برود يا شهر را بسپارند كه امثال ماها را ديگر طاقت و قدرت و قوت قلعهدارى نيست . حضرت .
( 15 ) . مج : شدهاند .