نامهء شاه سليمان به پاپ اينوسان يازدهم مهر شاه سليمان 1091
معزا للسلطنة و الحشمة و النصفة و الشوكة و المعدلة و الفضيلة و البسالة و الافادة و الافاضة و الكمال انسينيوس « 1 » پاپاى يازدهم .
رقيمهء شريفهء محبت فزا و رسيلهء منيفهء مؤالفت انتماى عالى حضرت متعالى مرتبت سامى منزلت بلند فطرت ناهيد بهجت فلاطون خصلت ارسطو فطنت ، گوهر آبدار معدن فضل و افضال ، در شاهوار درج سلطنت و جلال ، نور حديقهء جلالت و سربلندى ، نور حدقهء شهامت و ارجمندى ، راقى مدارج بينش و ذكا ، عارج معارج دانش و اعتلا ، پادشاه و الا جاه خورشيد كلاه ، خسرو فريدون شكوه دارا جاه ، سكندر فر جمشيد مقام ، رستم صولت كسرى احترام ، باسط بساط ابهت و بسالت ، جالس سرير نصفت و فخامت ، ملاذ اعاظم الخواقين العيسوية ، معاذ افاخم السلاطين المسيحيه ، در هنگامى كه ابواب عشرت و انبساط بر رخسار نواب همايون باز و اسباب شوكت و عظمت به عنايت داور بى چون مهيا و ساز بود مصحوب زين الاشباه سباستين كناب « 2 » شرفياب عز ورود و وصول گرديد . آنچه در باب جدال با سلطان روم مرقوم نموده بودند ، چنانچه مكرر به پادشاهان فرنگ و روس اعلام شده چون دير باز و زمانى دور و دراز است كه اين خانوادهء معدلت رسوم با پادشاهان آن مرز و بوم صلح نمودهاند و درين مدت متمادى از آن جانب امرى منافى به ظهور نرسيده درين وقت ارتكاب آن مراتب خلاف رضاى بىهمتا و مخالف فرمودهء حضرت و در عهدهء تعويق و موقوف به وقت خود است . آن خسرو صاحب كلاه مدام سالك مسالك اتحاد بوده حقايق حالات را با مطالبى كه داشته باشد اعلام نمايد كه از مكمن عز و جلال و
هامش
( 1 ) -Innocent XIنام وى احتراما در صدر نامه آمده و معمولا بايد بعد از مفاذ افاخم السلاطين المسيحيه آمده باشد .
( 2 ) -Sebastienknab