[ نامه ] از جانب حسن خان به يكى از امرا
. . . از تاريخى كه آن عالى جاه به صوبهء مولتان آمده بودند و قرب جوار علاوهء نزديكيهاى معنوى شده بنا بر انتشار خوبيهاى ذات پسنديده صفات و اتصاف ايشان به سمت خيرخواهى و نيكو منشى همواره در مقام آن بودهايم كه به هر جهت ابواب آمد شد رسل و رسايل مفتوح گشته جمال خجسته مآل خواهش باطنى در پردهء خفا محجوب و مستور نماند . تا درين اوقات مقاربت صورى درجهء افزونى يافته به قندهار تشريف آوردند . چون داد و ستد آن ولايت از قديم الايام ميانهء پادشاهان عظيم الشان طرفين واسطهء اختنام معانى دقيقهء محبت . . . به تخصيص درين ولا كه على مردان خان را واهمه طارى شده قدم از دايرهء نمك حلالى پيش نهاده باشد ، به طريق اولى از مرتبهء اعتبار هابط و ساقط مىنمايد و لهذا مكنون ضمير خلت نظير آن كه بساط انبساط ممهد و بناى ارتباط مشيد گشته از جانبين سعادت وساطت رفع غايلهء مغايرت كه در خارج دايرهء آگاهى موجود بنا شده باشد نصيب شود .
مؤيد اين معنى نامهء محبت طراز صداقت آغاز مشتمل بر طلب ميوهء باغ دوستى مصحوب سيادت و رفعت پناه مير سيد محمد من جمله بندگان عالىشان . . . مدار المهام ممالك هندوستان نواب ستوده آداب آصف خان وفقه الله بمرضاته رسيد و مقارن حال عالى حضرت نظارت و اقبال پناه ، سفارت و حجابت آگاه ، مقرب الحضرة العلية العاليه يادگار بيكا كه به رسم ايلچيگرى از جانب تخت بندگان قدس مكان ولايت نشان نواب كامكار كامياب سپهر ركاب . . . به خدمت ثريا منزلت . . . وارث تخت و اورنگ گوركانى اعلى خاقانى . . . رفته بودند ازين حدود عبور نموده مؤكد اساس بىاندراس عهد و ميثاق قديم مقدمات دقيق از روى تحقيق بيان نموده مذكور مىساختند كه بر زبان پادشاه عظيم الشان گذشته باشد كه چون در ابتداى جلوس