تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
يكى از نيزه‌داران آفتابش * مه نو حلقه بر گوش ركابش
اگر رزمست رنگين از حسامش * وگر بزمست عيشستان جامش
چنين تارك پى افسر كه دارد * شهنشاهى جز او ديگر كه دارد
ز عدلش كوى عدل ديگران چيست * به او نازد لقب نوشيروان كيست
تفاوت كفر و دين آمد به معنى * ميان عدل او و عدل كسرى
ز تيغش پيكر خصمان دو پيكر * ز گرزش فرقها را سينه مغفر
سنانش چون علم سازد سرانگشت * شود تسبيح ساز از مهره پشت
ز بيداريش خواب ايمن ز مالش * ز چشم پاسبانش كرده بالش
خبر از راز پنهانيش دادند * سواد خط پيشانيش دادند
دهد صد بحر و كان را حاصل از دست * نيازد اما يكدل از دست
دعايش گر نگردد با نفس رام * اثر از دم رمد چون وحشى از دام
به كين چرخ اگر رخ برفروزد * نگه در چشم مهر و مه بسوزد
به زير قصر قدرش در تماشا * سرى بر پشت است عقل بينا
محب السنه و الشريعه و الدين ، ماحى المتبدعين و الفجار و المشركين ، مالك السلطنه العظمى ، وارث الخلافه الكبرى ، رافع رآيات دين الازهر ، موضح آيات الشرع الاظهر ، مرغم انوف الفراعنه و الجبابره معقر جباه الاكاسره و القياصره ، فاتح بلاد المشارق و المغارب ، فاتك شداد الملاهم و المحارب ، قالع قلاع الكفره و الطغاه قامع بقاع الفجره و البغاه ، هو الشمس فى افق المعالى و بدره و كل ملوك الارض قدرا كانجم الفت مقاليدها الدنيا الى ملك لا يزال وقفا عليه المجد و الكرم ، هماى اوج سعادت آسمان ، بلند آفتابى آفتاب تابان ، افق جلالت و بيمثالى ، كهف المشرقين ملاذ الخافقين ، سلطان البرين خاقان البحرين ، خادم الحرمين الشريفين ( السلطان ابن السلطان ابن السلطان ، الخاقان ابن الخاقان ، ابن الخاقان ، ابو - المظفر ابو المنصور سلطان احمد خان ) « 18 » اعلى الله بالفتح اعلامه و بسط فى بسيط الارض اوامره و احكامه مىگردد كه بر پيشگاه ضمير آفتاب نظير روشن سوادان حقايق دقايق كه خودآموز دبيران فلسفى نژاد و خرمن اندوز عقل آفرينان عالم ايجادند ، كالشمس فى كبد السماء ، روشن و هويداست كه اختلاف اوضاع و زمان از مقتضيات گردش دوران و وقوع آن از تاثيرات چرخ كج رفتار و مدار دليل و نهار ناچار و جام جهان نماى شمس و قمر در
هامش
( 18 ) - عبارت داخل پرانتز ، خارج از متن آمده است .