نامه اشرف افغان به سلطان احمد خان عثمانى « 1 »
هو الله مالك الملك بسم الله الرحمن الرحيم
زينت الروضه فى الاول * بسم الله الصمد المفضل
به نام نگارندهء انس و جان * كه برگيست در باغ صنعش زبان
گل مهر ازين باغ پررنگ و بو * دهانيست انگشت حيرت در او
در آن دم كه مىريخت رنگ جهان * به هم ساخت اضداد را مهربان
بناى جهان بر توافق نهاد * تن خاك جان يافت زين اتحاد
فلك يافت مانند ايشان خلف * گرامى به اين درشد آن نه صدف
به هم كينه چار عنصر شكست * كزين باغ زين گونه گل دسته بست
چو گوهر كه از رشته يابد نظام * نظام جهان يافت زو التيام
درين رشته هر كس چو گوهر نشست * سر رشته را كى گذارد ز دست
آرايش جواهر الوان نيايش ترصيع اورنگ با زيب و رنگ ملك الملوكى را سزاست ، تعالى عن درك الفهم و القياس كمال ذاته كه شعله افروزى تلالؤ جواهر آبدار از فيض آب و تاب
هامش
( 1 ) - عنوان نامه ، در نامه همايون چنين است « مبارك ركاب همايونه نامدار خان ايله اشرف شاهدن گلان نامه نك صورتيدر . »