نامه قمر الدين صدر اعظم هند به سلطان محمود عثمانى « 1 »
بسم الله الرحمن الرحيم عرضه داشت كمترين خيرانديشان با اعتقاد قمر الدين : بعد از تقديم آداب بندگى و مراسم سرافكندگى كه رسم و آئين اصحاب صدق و سداد است به عز عرض باريابان محفل قدس نشان حامى بلاد اهل ايمان ، ماحى آثار كفر و طغيان ، ناصر شريعت قويمه سالك طريقهء مستقيمه ، باسط مهاد عدل و انصاف ، هادم اساس جور و اعتساف ناصب سرادق امن و امان .
بانى مبانى عدل و احسان ، معين دين مبين غياث اسلام و مبغيث مسلمين - ادام الله تعالى ظلال دوله مىرساند كه الحمد بحول و قوه و اقبال عد و مآل آن خليفه ظالم شقى به سزا رسيد . بعد از شكست يافتن عساكر منصوره حضرت ادبارش هجوم آورده به مقر اصلى خود شتافت و عالم از ظلم او نجات يافت .
« فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
. « 2 »
از آنجا كه حمايت دين اسلام به جناب خورشيد قباب اقدس اعلى كه مرجع خواقين
هامش
( 1 ) - عنوان نامه در دفترنامه همايون چنين است : ركاب همايونه هندوستان نظام الملكندن گلان عريضه نك عينى صورتيدر .
( 2 ) - پس به كيفر ستمگرى ، ريشهء گروه ظالمان كنده شد و ستايش خداى را كه پروردگار جهانيانست . ( انعام / 45 ) .