نامهء احمد پاشا والى بغداد به ابراهيم شاه « 1 »
هو عرضه داشت داعى دولت ابد مدت و سائل قوام مبانى شوكت و ابهت كه در مضمار خدمتگزارى و ميدان چاكرى و ثناكارى دامن عقيدت در ميان گوى مسابقت از همگنان ربوده ، قواعد فرمانبردارى و معاقد هوادارى را ، به مزيت استحكام منضم و مقرون ، و صحايف اوقات ليل و نهار را به ارقام وظايف دعاى آن حضرت به مزيد مسئلت مزين و مشحون مىدارد .
بعد از عرض نياز بندگانه و خدمت ثناى يكجهتانه به موقف عرض مىرساند كه ، صدر الكتاب صحايف دولت و كامكارى و فضل الخطاب جريدهء شوكت و بختيارى اعنى رقم قدر توام اعلى كه از طرف مرحمت طرف محرران دار الانشاى سركار ديوان اعلى به اسم اين اخلاص قرين شرف صدور و ظهور و به انضمام بعضى تحف و تشريفات كه اين يكجهتى آئين به احسان و انعام آن قرين افتخار و رهين امتنان شد و به صحابت بندگان درگاه آسمان جاه ميرآخور « 2 » حسين آغا و ميرزا محمد على
« فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ
بِأَيْدِي سَفَرَةٍ
« 3 » در هنگامى به
هامش
( 1 ) - عنوان ثبت نامه در نامهء همايون چنين است : « بودفعه ايران شاهى ابراهيم شاهك رقمى جوابنده تحرير اولنان مكتوبك صورتيدر ، بودركه » .
( 2 ) - رئيس اصطبل را مىگفتند .
( 3 ) - كاتب با در نظرگرفتن آيههاى 13 و 15 از سوره عبس جمله فوق را آورده و آيه 13 چنين است ،« فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ . . »