تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤

جناب صدر اعظم

حقيقتا اوقاتم تلخ شد . ميرزا هاشم خوب نوكرى است . بسيار حيف است . البته شما يكى از فراشان خلوت ما را معين كنيد به همين‌طور كه نوشته‌ايد معمول بدارد . ليكن طبيب را به استخاره منتخب كنند . از اين سه نفر بهتر است كه يكى از آنها معالجه كند به حكم استخاره .

121 نامهء دبير الملك در مورد طلب از على خان گرجى

قربان خاكپاى اقدس همايونت شوم دو سال قبل از اين‌كه على خان گرجى در آذربايجان بود سيصد و پنجاه و چهار تومان تنخواهى از اين غلام بود از عبد الحسين خان گرفت كه اينجا بدهد و تمسك داده است . الى حال نداده است و در حقيقت اين وجه مال آقا محمد حسن پسر حاجى على است . تا به حال اينجا بودم حرف نمىزد . حالا كه ديده است سفرى هستم با كمال تشدّد مطالبه دارد . بلكه استصوابى ديوانى اصفهانم را كه به جهت خرج راه صاحب ديوان حواله كرده است او بدهد در عوض اين وجه نگاه داشته و اين غلام را معطل گذاشته است . در اين مدت هرچه كردم تمسك به اسم او بدهد و او را متقاعد كند نكرد و به مسامحه گذراند . امين خلوت را هم واسطه كردم كه پنجاه تومان كسر كند و حالا بدهد كه به دست آقا محمد حسن هم نتوانست چاره كند . لاعلاج جسارت به عرض خاكپاى مبارك مىنمايد كه امر و مقرّر فرمايند از بابت خلعت‌بهاى نواب اشرف و الا نايب السلطنه امين خلوت اين وجه را بگيرد و به آقا