ابلاغ نمود . به خداوند متعال اين غلام مرده بود و زنده شد . زيرا كه از زندگى و نوكرى و همهچيز خود مأيوس بودم .
خداوند جان ناقابل اين غلام را تصدّق وجود مبارك نمايد كه احياى نفس فرمودند .
در باب حكومت كاشان مقصود اين غلام از حكومت كاشان مداخل و اندوخته نيست . در حقيقت حفظ مراتب به واسطهء اينكه ولايت غلام است و نگاهدارى چهار پارچه املاكى كه دارد و آسوده نگاه داشتن اهل ولايت كه دعاگوى مخصوص وجود مبارك باشند .
بعد از زيارت كتابچهء تنظيمات حسنه به نمك شاهنشاه به قدرى كه اين غلام شكر كرده گويا به اين شدت خود رعيت خوشحال نباشد . زيرا كه براى دعاگوئى وجود مبارك و آسودگى رعيت قرارى از اين بهتر نباشد و اين غلام هم مىتواند بهطورى فصول كتابچه را كه ممضى و اجرى بدارد كه محسود چند ولايتهاى ديگر بشود .
استدعاى غلام از خاكپاى مبارك چنان است نايبى كه به جهت خود معين مىكنم روى سؤال و جواب او با خود فدوى باشد . نيك و بد آنچه متعلق به كاشان است با غلام سؤال و جواب بشود لاغير .
اميدوارم از تصدّق فرق مبارك از رسيدن اقساط به وقت و اجراى تنظيمات كتابچهء حسنه به طورى از عهده برآيم كه مورد مرحمت ملوكانه بشوم .
چنانچه مقرّر مىفرمائيد ملفوفهء فرمان مبارك صادر شود كه تا وقت داريم قرار و مدار كارها داده شود كه براى فرستادن قسط تعويق و تأخيرى پيدا نشود . ديگر امر امر اقدس هميون اعلى روحنا فداه است .
اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 120
مساهمون: بهرام غفارى
ص١٢٠