آمده و خود او همشأن ملائى دارد لازم است كه استقبال مختصرى از او بشود .
حسام السلطنه مىگفت صادق خان يوزباشى با پنجاه نفر غلام به شاهزاده عبد العظيم برود او را برداشته بياورد . هرگاه مقرّر مىفرمايند مشاراليه را به استقبال او روانه كند كه بيش از اين در آنجا متوقف و معطل نباشد . زياده عرضى نبود . امر الاقدس الاعلى مطاع .
دستور به خط شاه
تفنگدار برود ابراهيم ميرزا را بياورد عيبى ندارد . صادق خان يوزباشى با غلام امروز برود آخوندزاده را بياورد ، اعلام كند .
* 102 در مورد ميرزا هاشم امين خلوت - دستخط شاه نور چشم مكرما
به اعتقاد خود عرايض لازمهء خود را در حينى كه سفر ميمنت اثر خراسان به مباركى به پايان رسيد معروض حضور هميون داشتم .
احكامى هم كه مطابق ميل مبارك بود مرقوم فرمودند . حاصل همهء عرايض من اين بود بقدرى در حق من مرحمت بفرمايند كه در ميان همگنان بتوانم به حالت قبل از كاشان راه بروم . من در بىگناهى عقب نيفتم و ديگران بدون خدمت خود را مستحق تقديم و سبقت ندانند .
رعايتى هم از خانهزاد فرمودند . خدمت شاهزادگان و علما را كما فى السابق رجوع نمودند .