عرايضى كه نوشته بودى رسيد . اولا در باب املاك اولاد حاجى عبد الكريم نوشته بودى كسى نمىخرد من خود قبول دارم . بسيار خوب خدمتى است به ديوان مىكند . لكن نوشته بودى از هزار تومان بگذرم و پول انگليس را حالا مىدهى بقيه كه مىماند دهماهه بدهد . اين حرف بىمعنى است . اولا چرا از هزار تومان بگذريم . ثانيا بقيهء پول را ده ماهه چرا مىدهى . اقلا تا شب عيد تمسك بده . حالا اگر تمام وجه بيع شرطى را كه سىهزار و چهارصد و هفتاد و پنج تومان است قبول دارى ، بسيار خوب تمسك بنويس . آنچه پول انگليس است حالا بده به وزير خارجه ، آنچه باقى مىماند الى شب عيد نوروز تماما بدون سخن برسان . املاك را به تو منتقل مىكنم مال تو باشد و شرعا هم هيچكس به عذر اين نمىتواند با تو حقى داشته باشد و قيمت املاك زياده از اينهاست . و الّا املاك را خودم ضبط خواهم كرد . پول انگليس را هم مىدهم . جواب بنويس .
پول از بابت حرف ( ؟ ) چيست ، خواسته كه براتدار بدهى البته لازم است ليكن نمىدانم از پول مخصوص چيزى نزد تو هست يا نه . آنچه بود كه من جمع معيّر كردم . بايد به او بدهى . اگر علاوه از آنها كه جمع معير شده است پولى دارى بنويس ببينم از چه بابت است تا قرارى داده شود .
كرمانيها كه مىخواهند بىمحصل بروند بسيار خوب است . بهتر است روانه كنيد بروند .
در باب حساب ساير الوجوه يعنى پول خدمتانه كه آدم تو در فارس گرفته است عريضه نوشته بودى كه دروغ است . من خودم خط و مهر محمد حسن آدم شما را در دست مؤيد الدوله ديدم كه نوشته بود فلان قدر گرفتم فلان قدر در عمل است . دو سه فردش را ديدم و حاضر است .
اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 89
مساهمون: بهرام غفارى
ص٨٩