يك دو حرف بكثرت استعمال بر طرف شد زابل گشت .
اما زرنگ جهت آن گويند كه زال زر در سيستان بعد از عمارات گرشاسف شهرى بنا كرد و مردم سيستان نام آن شهر را زرنگ خواندند و يك را انداخته شد يعنى رنگ زر . « 1 »
و به حديث نيمروز دو قول است يكى آنكه خسروان را اندر سال يك روز بود كه داورى يكساله نمودى و كار همهء مظلومان ممالك در نيمروز ساخته شدى و كار مظلومان سيستان در نيمروز به اين سبب نيمروز گفتند . « 2 »
قول ديگر ابو الفرج بغدادى گويد حكما جهان را دو بخش كردهاند از طلوع آفتاب تا غروب اين بقعه را نيمه يافتند و اين به [ 8 ] نجوم و هيأت معلوم گردد . « 3 »
و ابو نصر فراهى كه در علوم ظاهر و باطن سرآمد زمان خود بود در مدح شمس الدين بهرام شاه كه يكى از ملوك سيستانست گفته :
بيت
شه نيمروزى و در روز ملكت * خجسته هنوز اول بامداد است
و حجة الاسلام محمد احمد غزالى « 4 » در قصيدهء معروفى نام و نشان نيمروز را بيان مىكند .
چون چتر سنجرى رخ بختم سياه باد * با فقر اگر بود هوس ملك سنجرم
تا يافت جان من هوس ملك نيمشب * صد ملك نيمروز بيك جو نميخرم
و سجستانرا دار الملك نوشتهاند و دار الزهاد مينويسند . اما حدود
هامش
( 1 ) - اين مطالب را مؤلف از تاريخ سيستان نقل كرده و سرودست آن را شكسته است و در نتيجه معنى درستى از اين جملات استنباط نمىشود . در اصل چنين است : اما زرنگ بدان گفتند كه بيشتر آبادانى و رودها و كشتزارها زال زر ساخت ، چنان كه زالق العتيق گويند اندر پيش زره و زالق الحديث كه معرب كردهاند ، آن زال كهنست و زال نو و او را مردمان سيستان زورنگ خواندندى ، زيرا كه موى او راست به زر كشيده مانستى بسكورا كه او ساخته بود زرنگ گفتند ، اينجا نيز دو حرف كم كردند اندر گفتار ، و چون مردان مرد و كارى و بزرگان همه از بسكو خاستند ، همه سيستان را بدان نام كردند و زرنگ خواندند ( تاريخ سيستان ص 22 و 23 ) .
( 2 - 3 - ) اين مطالب از تاريخ سيستان نقل شده است ( تاريخ سيستان ص 23 ) .
( 4 ) - شعر از غزالى نيست از سيد حسن غزنوى است .