فصل هفدهم قشون
تاريخ نظامى ايران -
از روزگارى كه سربازان ايرانى نخستينبار در سر - زمين اروپا قدم نهادند ، همان دوره و زمانهاى كه بنابر گفتهء هرودوت كه شرح مبسوطى دربارهء سازمان و تجهيزات لشكريان ايران باقى گذاشته ، و نوشته است كه ايرانيان در نبرد پلاتا « 1 » - از جهات دلاورى و روح نظامى ذرهاى از يونانىها كمتر نبودند - تا اين زمان كه منقد بىباكى بايد تا حتى در صدد چنين مقايسهاى برآيد ، سربازان ايرانى در موارد رزمى بسيار كه قرين تدبير و پيروزى بوده است ، توجه سياحان و تاريخنويسان را جلب كردهاند .
رؤياى 000 ، 10 تن سرباز جاويدان كه در صفهاى انبوه - درحالىكه قبههاى زرين بر نوك نيزههاى آنها مىدرخشيد - به حركت درآمدند ، از همان اوان تاريخ در قوهء تخيل ما اثرى پايدار گذاشته و در دهليزهاى زمانه كمتر تصادماتى ، از ضربات اوليهء جنگى ايران و يونان در ميدانهاى ماراتن ، ترموپيل ، كوناكسا ، ايسوس و آربل « 2 » طنين بيشترى داشته است . در اينجا بايد از اين خاطرات درخشان چشم پوشيد ، و مجال آن هم نيست كه اين داستانهاى باستانى را از
هامش
( 1 ) -Plataeaاز شهرهاى قلمرو بئوسيا در جمهورى يونان قديم .
( 2 ) -Arbela , Issus , Cunaxa , Thermopylae , marathon