فرماندهء اين قوا حشمت الدوله بود كه چون در راه وفات يافت محمد حسين خان سپهسالار به تبريز اعزام شد و شاه از روسيه استمداد و براى مشورت به انگلستان مراجعه كرد و از تركيه مطالبهء خسارت نمود ، اما درست در لحظهء نگرانى و اضطراب شديد صاعقه برگشت و وارفت و ناپديد گرديد و شيخ كه به آسانى ممكن بود به تبريز حملهور شود و شايد هم بدون مقاومت آنجا را بگيرد دستخوش تزلزل شد و زود از بين رفت . در همين مورد نيك استنباط شد كه پيروانش فاقد حس همآهنگى و از آن بدتر طرح و نقشهء نهائى براى پيروزى بودند .
انگيزهء آنها عداوت مذهبى و علاقهء يغماگرى بود و همين كه احتمال جنگ و جدال دامنهدار قوى شد همچشمى و حسادت هم در ميان آنها در گرفت و سردار خود را تنها گذاشتند . آن اقدامى كه در ماه سپتامبر با نويدهاى فراوان آغاز شده بود در ماه نوامبر با رسوائى به پايان رسيد و بنابر تأكيد دولتهاى اروپائى باب عالى سرانجام عبيد اللّه را بازداشت و در ژوئيه 1881 به اسلامبول گسيل گرديد و مانند بيشتر زندانيان پايتخت عثمانى او هم پا به فرار نهاد و چند ماه بعد چون مجددا دستگير شد به مكه تبعيدش كردند و در آنجا در اكتبر 1883 درگذشت .
هرچند كه آن قيام درهم شكست از لحاظ سياسى اهميت سرشار داشت ، زيراكه بواسطهء نقارهاى خانوادگى و قبيلهاى عدم امكان سازمان متحد كرد را كه شايد در زمان ما ديگر خبرى از آن نخواهد بود به وجه برجستهاى نشان داد .
عدهء كردهاى ايرانى -
تعداد كردهاى تحت فرمانروائى دولت عثمانى را يك تا يك ميليون و نيم نفر برآورد كردهاند . عدهء كردهائى كه در سرزمين ايران اقامت دارند به شرح ذيل تخمين شده است ( غير از مهاجران كرد در خراسان كه راجع به آنها سابقا اشاره كردم ) :
كردهاى مرزى و آذربايجان 250000 نفر
كردهاى كردستان خاص مثل سنندج و اردلان 120000 نفر
كردهاى كرمانشاه 230000 نفر
جمع 600000 نفر