تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
در انگلستان رحل اقامت افكند و بعد از آنكه عنوان شواليه و عضويت انجمن شهردارى لندن را احراز نمود در همانجا درگذشت . سپس ته‌ونوت و دوليه دسلاند « 1 » كه اهل فرانسه بودند و باز سن‌سان
( Sanson )
يك كشيش فرانسوى و سپس دكتر فراير
( Fryer )
كه جراح كمپانى هند شرقى بود كه در طنز و هنر ريشخند فقط از هربرت كم‌مايه‌تر بوده است . بعدهم كرنه ليوس لوبرن
( Cornelius Le brun )
هلندى كه هميشه نيم‌گز و مدادى همراه داشت و خبطهاى پيشينيان را اصلاح و انتقاد مىكرد . وى اثر نيك شايسته‌اى براى حظ خاطر منقدين آينده باقى گذاشت .

قرن هجدهم -

قرن بعدى يعنى هجدهم دورهء طوفان سياسى در ايران است كه از لحاظ جهانگردى يا كار تحقيقات سخت نامساعد به شمار مىرفته و موجب كاهش نسبى مؤلفان خارجى خواه از نظر تعداد و يا ميزان كار و يا همكارى آنها گرديده است . باوجوداين بنابر نوشته‌هاى جان بل « 2 » اهل انترمورى « 3 » كه از جانب پطر كبير جراح سفارت روس در دربار شاه سلطان حسين آخرين پادشاه خاندان صفوى تعيين شده بود و همچنين كروزينسكى « 4 » كه در دورهء همين پادشاه در اصفهان سرپرست امور ژزوئيت‌ها بود و بعض كشيش‌هاى ديگر كاتوليك مانند اتر « 5 » كه هنگامى در ايران سرگرم سياحت بود كه نادر شاه به عزم فتح مشهور هند عزيمت كرده بود و بالاتر از همه يوناس هانواى « 6 » بازرگان هوشمند و نوع‌دوست لندنى است كه قصد داشت نقشه و خيال نسبتا محال تجارت انگلستان را با نواحى بحر خزر احياء كند - وى به ما تصاويرى عرضه كرده است كه همان اندازه روح‌دار و برجسته است كه بسط و تفصيل دارد و شرح دوران خونريزى و هرج‌ومرج ايران را براى ما بيان مىكند . مقارن نيمهء آخر همين قرن جى . فورستر
( J . Forster )
كه نخستين مسافرى بود كه از هندوستان از راه افغانستان و ايران به انگلستان رفت و با سفر پرماجراى
هامش
( 1 ) -Daulier Deslandes( 2 ) -J . Bell( 3 ) -Antermory( 4 ) -Krusinsky( 5 ) -Otter( 6 ) -Jonas Hanway
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 51 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى