محض خشنود و راضى و زنده است و بالاترين فريضهء خويش را آن مىشمارد كه به پرستش خداوند بپردازد و ديگران را نيز در همين راه مستقيم بيندازد و اگر اداى اين تكليف از طريق رضا مقدور نباشد و يا غيرممكن نمايد آنهائى را كه از پرستش صميمانهء خداوند سرباز زنند منفور بدارد و سپس با اين ايمان و رجاى واثق در وصول بهشت جان مىسپارد . تا زمانى كه اين قاعدهء قهرى و ساحر زندگانى مردمى از مشرق زمين را دربر گرفته است و بر همهء تكاليف و همه قسم اعمال زندگانى آنها حاكم و متضمن رستگارى نهائى است قسمت اعظم صرف مال از جانب هيئتهاى مذهبى و فداكارىهاى ايشان پاك بيهوده است . در واقع به نظر من تبليغات آشكار بدترين كارى است كه ميسيونهاى مذهبى در يك سرزمين متعصب شرقى پيشه سازند .
بردبارى سرشار دينى كه من به دولت ايران نسبت دادهام تا درجهء زيادى مرهون خوددارى هيئتهاى مذهبى از كار تبليغات علنى است . خدمت اين حضرات و سر - انجام پاداش آنها از طريق امور غيردينى و مشهود بيشتر از تأسيسات مذهبى قابل حصول خواهد بود . با تأسيس مدارس و اقدامات نوعپرورى و بخصوص نثار - كردن مجانى كمكهاى درمانى رفتهرفته و به نحو اطمينانآميزى در قلب تودهء خامى كه به ركود فكرى محكوم است مىتوان تأثير نمود . روزى كه همه مرده و از ياد رفته باشند شايد درستى و ثواب كار ايشان بهتر نمودار خواهد شد .
يهوديان در ايران -
سرانجام جا دارد كه اشارهاى هم به رويهء دولت ايران نسبت به يهوديان بكنم . پنج سال پيش عدهء كليمىهاى ايران را تخمينا 19000 نفر قلمداد كردهاند ، ولى به نظر من عدهء ايشان بيشتر از اين است . به من جدولى تسليم شده است كه آمار كامل آنها را 65000 نفر نشان مىدهد كه گمان مىكنم اغراقآميز باشد . مراكز عمدهء اقامت يهوديان : تهران ( 4000 ) همدان ( 2000 ) اصفهان ( 3700 ) شيراز ( 3000 ) و اروميه ، مشهد ، كاشان ، ساوه ، كرمانشاه و بوشهر است .
عقبماندگى آنها -
از لحاظ جماعت ، يهوديان ايران غرق در فقر و جهالتاند مدرسهاى مختص به خود ندارند مگر تعليماتى كه در كنيسه فرامىگيرند كه در آنجا